a distressing situation for all of them
یک وضعیت ناراحت کننده برای همه آنها
All who saw the distressing scene revolted against it.
همه کسانی که صحنه ناراحت کننده را دیدند، علیه آن شوریدند.
The distressing scene revolted all who saw it.
صحنه ناراحت کننده همه کسانی که آن را دیدند، شوریده بود.
rows with in-laws are distressing because they cause divided loyalties .
اختلافات با خانواده همسر (یا داماد) ناراحت کننده است زیرا باعث ایجاد وفاداری های تقسیم شده می شود.
It was distressing to hear about the accident.
شنیدن خبر حادثه ناراحت کننده بود.
She had a distressing experience at the hospital.
او تجربه ناراحت کننده ای در بیمارستان داشت.
The distressing news spread quickly through the community.
خبر ناراحت کننده به سرعت در جامعه پخش شد.
The distressing images on the news were hard to watch.
تصاویر ناراحت کننده در اخبار دیدن آنها سخت بود.
The distressing sound of sirens filled the air.
صدای ناراحت کننده آژیرها هوا را پر کرد.
The distressing truth was finally revealed.
حقیقت ناراحت کننده سرانجام فاش شد.
He had a distressing conversation with his boss.
او یک مکالمه ناراحت کننده با رئیس خود داشت.
The distressing memories haunted her for years.
خاطرات ناراحت کننده سالها او را آزار دادند.
The distressing situation called for immediate action.
وضعیت ناراحت کننده نیاز به اقدام فوری داشت.
The distressing sight brought tears to her eyes.
صحنه ناراحت کننده باعث شد اشک در چشمان او جاری شود.
a distressing situation for all of them
یک وضعیت ناراحت کننده برای همه آنها
All who saw the distressing scene revolted against it.
همه کسانی که صحنه ناراحت کننده را دیدند، علیه آن شوریدند.
The distressing scene revolted all who saw it.
صحنه ناراحت کننده همه کسانی که آن را دیدند، شوریده بود.
rows with in-laws are distressing because they cause divided loyalties .
اختلافات با خانواده همسر (یا داماد) ناراحت کننده است زیرا باعث ایجاد وفاداری های تقسیم شده می شود.
It was distressing to hear about the accident.
شنیدن خبر حادثه ناراحت کننده بود.
She had a distressing experience at the hospital.
او تجربه ناراحت کننده ای در بیمارستان داشت.
The distressing news spread quickly through the community.
خبر ناراحت کننده به سرعت در جامعه پخش شد.
The distressing images on the news were hard to watch.
تصاویر ناراحت کننده در اخبار دیدن آنها سخت بود.
The distressing sound of sirens filled the air.
صدای ناراحت کننده آژیرها هوا را پر کرد.
The distressing truth was finally revealed.
حقیقت ناراحت کننده سرانجام فاش شد.
He had a distressing conversation with his boss.
او یک مکالمه ناراحت کننده با رئیس خود داشت.
The distressing memories haunted her for years.
خاطرات ناراحت کننده سالها او را آزار دادند.
The distressing situation called for immediate action.
وضعیت ناراحت کننده نیاز به اقدام فوری داشت.
The distressing sight brought tears to her eyes.
صحنه ناراحت کننده باعث شد اشک در چشمان او جاری شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید