heartbreaking

[ایالات متحده]/ˈhɑ:tˌbreɪkɪŋ/
[بریتانیا]/'hɑrt,brekɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث غم و اندوه یا ناراحتی شدید، به شدت ناراحت کننده

جملات نمونه

a heartbreaking story

یک داستان قلب‌شکن

There is a heartbreaking news report about starving children.

گزارشی قلب‌شکن‌کننده در مورد کودکان گرسنه وجود دارد.

After this heartbreaking experience,Thorpe turned to professional sports.

پس از این تجربه قلب‌شکن، تورپ به ورزش حرفه‌ای روی آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید