disuse

[ایالات متحده]/dɪs'juːs/
[بریتانیا]/dɪs'jus/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم استفاده
vt. متوقف کردن استفاده
Word Forms
جمعdisuses

عبارات و ترکیب‌ها

fall into disuse

بی‌استفاده شدن

جملات نمونه

they held an exhibition in a disused warehouse.

آنها یک نمایشگاه را در یک انبار متروکه برگزار کردند.

there was a mushroomy smell of disuse and mouldering books.

بوی قارچی از بی‌استفاده بودن و کتاب‌های پوسیده وجود داشت.

The tramway fell into disuse in the 1920s.

واگن در دهه 1920 متروکه شد.

the company converted a disused cinema to house twelve machinists.

شرکت یک سینمای متروکه را به منظور اسکان دوازده مکانیک تبدیل کرد.

the canal is now disused and partly filled in.

کانال اکنون متروکه و تا حدی پر شده است.

they converted a disused cinema to house twelve employees.

آنها یک سینمای متروکه را به منظور اسکان دوازده کارمند تبدیل کردند.

The cadre can go up can issue main body mechanism to be made by lieutenancy, fall into disuse make and choose appoint makes 3 parts comprise.

کارگزار می‌تواند صادر کند، مکانیسم اصلی را با درجه نظامی‌گری ایجاد کند، از بین بردن و انتخاب و انتصاب 3 بخش را شامل می‌شود.

It was in this room that he kept disused portmanteaus, battered japanned cases, and other lumber;and it was in this room that George Talboys had left his luggage.

در همین اتاق بود که او چمدان‌های بلااستفاده، جعبه‌های ژاپنی آسیب‌دیده و سایر الوارها را نگه می‌داشت؛ و در همین اتاق بود که جورج تالبویس وسایل خود را رها کرده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید