diversionary

[ایالات متحده]/daɪ'vɜːʃənərɪ/
[بریتانیا]/daɪ'vɝʒənɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طراحی شده برای حواس‌پرتی یا جلب توجه به دور

عبارات و ترکیب‌ها

diversionary tactics

تاکتیک‌های پرت‌کننده

diversionary maneuver

مانور پرت‌کننده

diversionary behavior

رفتار پرت‌کننده

جملات نمونه

The diversionary tactic successfully drew attention away from the main issue.

حمله انحرافی با موفقیت توجه را از مسئله اصلی دور کرد.

The company used a diversionary marketing campaign to distract customers from their recent product recall.

شرکت از یک کمپین بازاریابی انحرافی برای منحرف کردن مشتریان از فراخوان محصول اخیر خود استفاده کرد.

The politician's diversionary speech avoided answering the journalist's tough questions.

سخنرانی انحرافی سیاستمدار از پاسخ دادن به سؤالات سخت خبرنگار اجتناب کرد.

The magician used diversionary tactics to misdirect the audience's attention.

جادوگر از تاکتیک های انحرافی برای منحرف کردن توجه مخاطبان استفاده کرد.

The diversionary road construction caused heavy traffic in the area.

ساخت و ساز جاده انحرافی باعث ترافیک سنگین در منطقه شد.

The diversionary route took us through scenic countryside.

مسیر انحرافی ما را از میان مناظر روستایی زیبا عبور داد.

The diversionary attack on the enemy's flank allowed our troops to advance from the rear.

حمله انحرافی به جناح دشمن به نیروهای ما اجازه داد تا از عقب پیشروی کنند.

The diversionary bombing raid created chaos behind enemy lines.

حمله هوایی انحرافی باعث هرج و مرج در پشت خطوط دشمن شد.

The diversionary phone call distracted her while I prepared the surprise party.

تماس تلفنی انحرافی باعث حواس‌پرتی او شد در حالی که من مهمانی غافلگیری را آماده می‌کردم.

The diversionary route led us away from the main road to avoid the traffic jam.

مسیر انحرافی ما را از جاده اصلی دور کرد تا از ترافیک جلوگیری کنیم.

نمونه‌های واقعی

He has called the steps against him diversionary tactics, intended to sow confusion.

او این اقدامات علیه او را تاکتیک‌های انحرافی دانسته که برای ایجاد سردرگمی طراحی شده‌اند.

منبع: BBC Listening Collection September 2021

The Germans continue their diversionary tactics, invading Belgium with specially trained airborne forces.

آلمان‌ها به تاکتیک‌های انحرافی خود ادامه می‌دهند و با استفاده از نیروهای هوابرد آموزش‌دیده بلژیک را مورد حمله قرار می‌دهند.

منبع: The Apocalypse of World War II

Or was going out to dinner a diversionary tactic to keep me from spending the night?

یا اینکه رفتن به شام یک تاکتیک انحرافی برای جلوگیری از ماندن من در آنجا بود؟

منبع: Sex and the City Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید