divined

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪnd/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حدس زده یا پیش‌بینی کرده؛ آب زیرزمینی را با استفاده از چوب‌دست‌نما شناسایی کرده

عبارات و ترکیب‌ها

divined knowledge

دانش الهی

divined purpose

هدف الهی

divined will

اراده الهی

divined truth

حقیقت الهی

divined fate

سرنوشت الهی

divined message

پیام الهی

divined signs

نشانه های الهی

divined insight

بینش الهی

divined wisdom

خرد الهی

divined path

مسیر الهی

جملات نمونه

she divined the truth from his hesitant words.

او حقیقت را از کلمات مردد او تشخیص داد.

he divined the outcome of the game before it started.

او نتیجه بازی را قبل از شروع آن تشخیص داد.

the fortune teller claimed she could have divined my future.

پیشگو ادعا کرد که می‌توانست آینده من را تشخیص دهد.

they divined a sense of urgency in her voice.

آنها حسی از فوریت را در صدای او تشخیص دادند.

he divined the hidden meaning behind her smile.

او معنای پنهان پشت لبخند او را تشخیص داد.

she divined his intentions with remarkable accuracy.

او با دقت قابل توجهی قصد او را تشخیص داد.

the detective divined the suspect's next move.

مامور پلیس حرکت بعدی مظنون را تشخیص داد.

he divined a connection between the two events.

او ارتباطی بین دو رویداد تشخیص داد.

she divined the answer to the riddle almost instantly.

او تقریباً به سرعت پاسخ معما را تشخیص داد.

they divined the mood of the crowd during the rally.

آنها حال و هوای جمعیت در گردهمایی را تشخیص دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید