missed

[ایالات متحده]/mɪst/
[بریتانیا]/mɪst/

ترجمه

v.past tense and past participle of miss; failed to catch, reach, or attend
v. گذشته و فعل تفضیلی از miss؛ نتوانستن، دستگیر نکردن، نرسیدن یا غیبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

missed call

تماس از دست رفته

missed opportunity

فرصت از دست رفته

missed the bus

اتوبوس را از دست دادم

missed deadline

مهلت مقرر از دست رفت

missed chance

فرصت را از دست دادم

missing missed

گم شده گم شده

missed shot

ضربه از دست رفته

missed point

نقطه مورد نظر را از دست دادم

missed step

قدم را از دست دادم

missed connection

اتصال را از دست دادم

جملات نمونه

i missed the bus this morning and was late for work.

من امروز اتوبوس را از دست دادم و برای کار دیر رسیدم.

she missed a great opportunity to travel abroad.

او یک فرصت عالی برای سفر به خارج از کشور را از دست داد.

he missed the point of my argument entirely.

او کاملاً نکته استدلال من را از دست داد.

we missed each other at the party last night.

ما دیشب در مهمانی همدیگر را از دست دادیم.

i missed the deadline for submitting the report.

من مهلت تحویل گزارش را از دست دادم.

don't miss out on the chance to see the concert.

فرصت دیدن کنسرت را از دست ندهید.

i missed a call from my mother earlier.

من یک تماس از مادرم را در اول صبح از دست دادم.

he missed scoring the winning goal by a hair.

او به لطف یک مو، گل پیروزی را از دست داد.

i missed seeing you at the conference, it was great.

از اینکه شما را در کنفرانس ندیدم متاسفم، عالی بود.

she missed a crucial detail in the contract.

او یک نکته مهم در قرارداد را از دست داد.

i missed the beginning of the movie.

من ابتدای فیلم را از دست دادم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید