guessed

[ایالات متحده]/ɡɛst/
[بریتانیا]/ɡɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری حدس زدن؛ منجر به یک چیز شگفت‌انگیز یا هیجان‌انگیز شدن؛ به درستی حدس زدن؛ به پاسخ صحیح رسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

guessed wrong

اشتباه حدس زد

guessed right

درست حدس زد

guessed it

حدس زد

never guessed

هیچ وقت حدس نزد

just guessed

فقط حدس زد

guessed correctly

به درستی حدس زد

easily guessed

به راحتی حدس زد

guessed wrongfully

به اشتباه حدس زد

guessed at

حدس زد

guessed number

حدس زد عدد

جملات نمونه

i guessed the answer to the riddle.

من پاسخ معما را حدس زدم.

she guessed his age correctly.

او به درستی سن او را حدس زد.

he guessed what i was thinking.

او حدس زد که من چه فکر می‌کردم.

they guessed the movie plot before it ended.

آنها قبل از پایان آن طرح فیلم را حدس زدند.

we guessed the location of the hidden treasure.

ما محل گنج پنهان را حدس زدیم.

she guessed that he would be late.

او حدس زد که او دیر خواهد کرد.

i guessed the password but it was wrong.

من رمز عبور را حدس زدم اما اشتباه بود.

he guessed the correct number in the game.

او عدد درست را در بازی حدس زد.

they guessed it was going to rain.

آنها حدس زدند که قرار است باران ببارد.

she guessed the surprise party was for her.

او حدس زد که مهمانی غافلگیری برای اوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید