doctrinaire

[ایالات متحده]/ˌdɒktrɪˈneə(r)/
[بریتانیا]/ˌdɑːktrɪˈner/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دگماتیستی
Word Forms

جملات نمونه

he is not a doctrinaire socialist.

او یک سوسیالیست متعصب نیست.

Don’t be so doctrinaire about things.

در مورد مسائل آنقدر متعصب نباشید.

He is known for his doctrinaire approach to politics.

او به دلیل رویکرد متعصبانه خود به سیاست شناخته شده است.

She criticized the doctrinaire attitude of the new government.

او از نگرش متعصبانه دولت جدید انتقاد کرد.

The professor's doctrinaire views on economics were controversial.

دیدگاه های متعصبانه پروفسور در مورد اقتصاد بحث برانگیز بود.

The party's doctrinaire policies alienated many voters.

خط مشی های متعصبانه حزب بسیاری از رای دهندگان را بیگانه کرد.

He tends to be doctrinaire in his approach to problem-solving.

او معمولاً در رویکرد خود به حل مسئله، متعصب است.

The company's doctrinaire rules stifled creativity among employees.

قوانین متعصبانه شرکت، خلاقیت را در بین کارمندان سرکوب کرد.

Her doctrinaire beliefs prevented her from considering alternative viewpoints.

اعتقادات متعصبانه او از در نظر گرفتن دیدگاه های جایگزین جلوگیری کرد.

The organization's doctrinaire leadership style led to internal conflicts.

سبک رهبری متعصبانه سازمان منجر به درگیری های داخلی شد.

He was criticized for his doctrinaire approach to education reform.

او به دلیل رویکرد متعصبانه خود به اصلاح آموزش مورد انتقاد قرار گرفت.

The party's doctrinaire ideology clashed with the changing social landscape.

ایدئولوژی متعصبانه حزب با چشم انداز اجتماعی در حال تغییر در تضاد بود.

نمونه‌های واقعی

He was a doctrinaire and an opportunist.

او یک دکترینر و یک فرصت‌طلب بود.

منبع: Test Channel 1

Their stories could never achieve their high-minded aspirations because they felt stale and doctrinaire.

داستان‌های آن‌ها هرگز نمی‌توانستند به آرزوهای والا دست یابند زیرا کهنه و دکترینر به نظر می‌رسیدند.

منبع: 99% unknown stories

A doctrinaire opportunist came perhaps closest to the American Puritan ideal for man.

یک فرصت‌طلب دکترینر شاید به ایده آل آمریکایی برای مرد نزدیک‌تر بود.

منبع: Test Channel 1

The word doctrinaire—word full of terror to the British mind—reappeared from time to time between his explosions.

کلمه دکترینر - کلمه‌ای پر از ترس برای ذهن بریتانیایی - گاهی اوقات بین انفجارهای او دوباره ظاهر می‌شد.

منبع: The Picture of Dorian Gray

Like the anti-slavery doctrinaires of the forties and fifties, they became mute and useless when slavery struck them in the face.

مانند دکترینرهای ضد برده‌داری در دهه ۴۰ و ۵۰، آن‌ها بی‌صدا و بی‌فایده شدند وقتی برده‌داری به چهره‌شان برخورد کرد.

منبع: The Education of Henry Adams (Part Two)

Like most young men, he was much of a doctrinaire, and the question was, in any event, rather historical or political than legal.

مانند بیشتر جوانان، او بیشتر یک دکترینر بود و سوال این بود که در هر صورت بیشتر تاریخی یا سیاسی بود تا قانونی.

منبع: The Education of Henry Adams (Part Two)

But as a Mexican woman of Spanish descent Juana's Loa also has a sneaky reverence for native cultural practices and might even function as a critique of doctrinaire colonial rule.

اما به عنوان یک زن مکزیکی با اصالت اسپانیایی، Loآ ژوانا نیز احترام پنهانی برای شیوه‌های فرهنگی بومی دارد و حتی ممکن است به عنوان انتقادی از حکومت استعماری دکترینر عمل کند.

منبع: Crash Course in Drama

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید