| جمع | dollhouses |
dollhouse furniture
وسایل خانه عروسکی
dollhouse design
طراحی خانه عروسکی
dollhouse accessories
لوازم جانبی خانه عروسکی
dollhouse kits
ستهای خانه عروسکی
dollhouse miniature
نسخه کوچک خانه عروسکی
dollhouse room
اتاق خانه عروسکی
dollhouse play
بازی با خانه عروسکی
dollhouse collection
کلکسیون خانه عروسکی
dollhouse painting
نقاشی خانه عروسکی
dollhouse display
نمایش خانه عروسکی
she spent hours decorating her dollhouse.
او ساعتها وقت صرف تزئین خانهی عروسکیاش کرد.
the dollhouse was a gift from her grandmother.
خانهی عروسکی هدیهای از مادربزرگش بود.
he built a miniature dollhouse for his daughter.
او یک خانهی عروسکی کوچک برای دخترش ساخت.
they hosted a tea party in the dollhouse.
آنها یک مهمانی چای در خانهی عروسکی برگزار کردند.
the dollhouse came with tiny furniture and accessories.
خانهی عروسکی با مبلمان و لوازم جانبی کوچک همراه بود.
she loves playing with her dollhouse every day.
او عاشق بازی با خانهی عروسکیاش هر روز است.
he painted the walls of the dollhouse bright colors.
او دیوارهای خانهی عروسکی را با رنگهای روشن نقاشی کرد.
the dollhouse has multiple rooms and a garden.
خانهی عروسکی دارای اتاقهای متعدد و یک باغ است.
she invited her friends to play with the dollhouse.
او دوستانش را برای بازی با خانهی عروسکی دعوت کرد.
they organized a contest for the best dollhouse design.
آنها یک مسابقه برای بهترین طراحی خانهی عروسکی برگزار کردند.
dollhouse furniture
وسایل خانه عروسکی
dollhouse design
طراحی خانه عروسکی
dollhouse accessories
لوازم جانبی خانه عروسکی
dollhouse kits
ستهای خانه عروسکی
dollhouse miniature
نسخه کوچک خانه عروسکی
dollhouse room
اتاق خانه عروسکی
dollhouse play
بازی با خانه عروسکی
dollhouse collection
کلکسیون خانه عروسکی
dollhouse painting
نقاشی خانه عروسکی
dollhouse display
نمایش خانه عروسکی
she spent hours decorating her dollhouse.
او ساعتها وقت صرف تزئین خانهی عروسکیاش کرد.
the dollhouse was a gift from her grandmother.
خانهی عروسکی هدیهای از مادربزرگش بود.
he built a miniature dollhouse for his daughter.
او یک خانهی عروسکی کوچک برای دخترش ساخت.
they hosted a tea party in the dollhouse.
آنها یک مهمانی چای در خانهی عروسکی برگزار کردند.
the dollhouse came with tiny furniture and accessories.
خانهی عروسکی با مبلمان و لوازم جانبی کوچک همراه بود.
she loves playing with her dollhouse every day.
او عاشق بازی با خانهی عروسکیاش هر روز است.
he painted the walls of the dollhouse bright colors.
او دیوارهای خانهی عروسکی را با رنگهای روشن نقاشی کرد.
the dollhouse has multiple rooms and a garden.
خانهی عروسکی دارای اتاقهای متعدد و یک باغ است.
she invited her friends to play with the dollhouse.
او دوستانش را برای بازی با خانهی عروسکی دعوت کرد.
they organized a contest for the best dollhouse design.
آنها یک مسابقه برای بهترین طراحی خانهی عروسکی برگزار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید