dollhouse

[ایالات متحده]/ˈdɒlhaʊs/
[بریتانیا]/ˈdɑːlhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مدل کوچک از یک خانه که به عنوان اسباب بازی استفاده می‌شود؛ یک خانه اسباب بازی یا اتاق بازی برای کودکان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dollhouse furniture

وسایل خانه عروسکی

dollhouse design

طراحی خانه عروسکی

dollhouse accessories

لوازم جانبی خانه عروسکی

dollhouse kits

ست‌های خانه عروسکی

dollhouse miniature

نسخه کوچک خانه عروسکی

dollhouse room

اتاق خانه عروسکی

dollhouse play

بازی با خانه عروسکی

dollhouse collection

کلکسیون خانه عروسکی

dollhouse painting

نقاشی خانه عروسکی

dollhouse display

نمایش خانه عروسکی

جملات نمونه

she spent hours decorating her dollhouse.

او ساعت‌ها وقت صرف تزئین خانه‌ی عروسکی‌اش کرد.

the dollhouse was a gift from her grandmother.

خانه‌ی عروسکی هدیه‌ای از مادربزرگش بود.

he built a miniature dollhouse for his daughter.

او یک خانه‌ی عروسکی کوچک برای دخترش ساخت.

they hosted a tea party in the dollhouse.

آنها یک مهمانی چای در خانه‌ی عروسکی برگزار کردند.

the dollhouse came with tiny furniture and accessories.

خانه‌ی عروسکی با مبلمان و لوازم جانبی کوچک همراه بود.

she loves playing with her dollhouse every day.

او عاشق بازی با خانه‌ی عروسکی‌اش هر روز است.

he painted the walls of the dollhouse bright colors.

او دیوار‌های خانه‌ی عروسکی را با رنگ‌های روشن نقاشی کرد.

the dollhouse has multiple rooms and a garden.

خانه‌ی عروسکی دارای اتاق‌های متعدد و یک باغ است.

she invited her friends to play with the dollhouse.

او دوستانش را برای بازی با خانه‌ی عروسکی دعوت کرد.

they organized a contest for the best dollhouse design.

آنها یک مسابقه برای بهترین طراحی خانه‌ی عروسکی برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید