toy car
ماشین اسباب بازی
toy factory
کارخانه اسباببازی
toy store
فروشگاه اسباببازی
toy with
بازی کردن با اسباببازی
toy shop
فروشگاه اسباببازی
toy train
قطار اسباب بازی
wooden toy
اسباببازی چوبی
electronic toy
اسباببازی الکترونیکی
toy box
جعبه اسباببازی
electric toy
اسباببازی الکتریکی
toy dog
سگ اسباببازی
stuffed toy
اسباببازی پُرشده
toy poodle
پودل اسباببازی
universe toy company
شرکت یونیورز تویز
toy bricks
آجر اسباببازی
a mechanical toy dog.
یک سگ اسباببازی مکانیکی
whittle a toy boat.
چندیدن یک قایق اسباببازی.
Don't toy with matches.
با کبریتها بازی نکنید.
a toy truck; a toy stove; a toy chest.
یک کامیون اسباببازی؛ یک اجاق گاز اسباببازی؛ یک صندوقچه اسباببازی.
a cat toying with a mouse.
گربهای که با موش بازی میکند.
This toy is not suitable for young children.
این اسباببازی برای کودکان خردسال مناسب نیست.
The toy dog is as large as life.
سگ اسباببازی به بزرگی زندگی است.
This toy is made to pull apart.
این اسباببازی برای جدا کردن طراحی شده است.
Supply Cars Toy, Sports Toy, Musical Toy,Night light Toy, Longan Toy,Balls Toy,Baby Toy, Puttyblower, Promotion/ Complimentary gift/Present Toy,Electrically operated/Remote control Toy,Revertex Toy
تامین خودرو اسباب بازی، اسباب بازی ورزشی، اسباب بازی موسیقی، اسباب بازی چراغ شب، اسباب بازی لانگان، اسباب بازی توپ، اسباب بازی کودک، دمنده، هدیه تبلیغاتی/ Complimentary/هدیه، اسباب بازی با کارکرد/کنترل از راه دور الکتریکی، اسباب بازی Revertex
toyed with the problem;
با مشکل بازی کرد؛
Toys are making in the shop.
اسباببازیها در مغازه در حال تولید هستند.
Gather your toys up.
اسباببازیهای خود را جمع کنید.
a proper dog, not a toy dog
یک سگ واقعی، نه یک سگ اسباببازی
We choose an expensive toy for the boy.
ما یک اسباببازی گرانقیمت برای پسر انتخاب میکنیم.
The cat nosed at the toy mouse.
گربه به سمت موش اسباببازی بینی زد.
You shouldn't toy with great issues.
شما نباید با مسائل مهم بازی کنید.
the children's toy market is big business now.
بازار اسباببازی کودکان اکنون یک تجارت بزرگ است.
" Could you pick up those toys? "
آیا می توانید آن اسباب بازی ها را جمع کنید؟
منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)" Could you pick those toys up? "
آیا می توانید آن اسباب بازی ها را جمع کنید؟
منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)They have a toy they play with.
آنها اسباب بازی ای دارند که با آن بازی می کنند.
منبع: VOA Standard English_EuropeParents should select safe toys for their children.
والدین باید اسباب بازی های ایمن را برای فرزندان خود انتخاب کنند.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000Why are you buying our kids fancy toys?
چرا دارید اسباب بازی های گران قیمت برای بچه های ما می خرید؟
منبع: Desperate Housewives Season 7With a... There's a little toy inside.
با... یک اسباب بازی کوچک داخل آن وجود دارد.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2Fortunately, he wasn't just toying with his audience.
خوشبختانه، او فقط با مخاطبان خود بازی نمی کرد.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesAin’t one kid ever loved a toy, really.
هیچ کودکی هرگز واقعاً عاشق اسباب بازی نبود.
منبع: Toy Story 3 SelectionThe other new AKC breed is the Russian toy.
نژاد جدید AKC دیگر، اسباب بازی روسی است.
منبع: VOA Special January 2022 CollectionSo...we'll just have to take away his toy.
پس...فقط باید اسباب بازی اش را از او بگیریم.
منبع: Stranger Things Season 1toy car
ماشین اسباب بازی
toy factory
کارخانه اسباببازی
toy store
فروشگاه اسباببازی
toy with
بازی کردن با اسباببازی
toy shop
فروشگاه اسباببازی
toy train
قطار اسباب بازی
wooden toy
اسباببازی چوبی
electronic toy
اسباببازی الکترونیکی
toy box
جعبه اسباببازی
electric toy
اسباببازی الکتریکی
toy dog
سگ اسباببازی
stuffed toy
اسباببازی پُرشده
toy poodle
پودل اسباببازی
universe toy company
شرکت یونیورز تویز
toy bricks
آجر اسباببازی
a mechanical toy dog.
یک سگ اسباببازی مکانیکی
whittle a toy boat.
چندیدن یک قایق اسباببازی.
Don't toy with matches.
با کبریتها بازی نکنید.
a toy truck; a toy stove; a toy chest.
یک کامیون اسباببازی؛ یک اجاق گاز اسباببازی؛ یک صندوقچه اسباببازی.
a cat toying with a mouse.
گربهای که با موش بازی میکند.
This toy is not suitable for young children.
این اسباببازی برای کودکان خردسال مناسب نیست.
The toy dog is as large as life.
سگ اسباببازی به بزرگی زندگی است.
This toy is made to pull apart.
این اسباببازی برای جدا کردن طراحی شده است.
Supply Cars Toy, Sports Toy, Musical Toy,Night light Toy, Longan Toy,Balls Toy,Baby Toy, Puttyblower, Promotion/ Complimentary gift/Present Toy,Electrically operated/Remote control Toy,Revertex Toy
تامین خودرو اسباب بازی، اسباب بازی ورزشی، اسباب بازی موسیقی، اسباب بازی چراغ شب، اسباب بازی لانگان، اسباب بازی توپ، اسباب بازی کودک، دمنده، هدیه تبلیغاتی/ Complimentary/هدیه، اسباب بازی با کارکرد/کنترل از راه دور الکتریکی، اسباب بازی Revertex
toyed with the problem;
با مشکل بازی کرد؛
Toys are making in the shop.
اسباببازیها در مغازه در حال تولید هستند.
Gather your toys up.
اسباببازیهای خود را جمع کنید.
a proper dog, not a toy dog
یک سگ واقعی، نه یک سگ اسباببازی
We choose an expensive toy for the boy.
ما یک اسباببازی گرانقیمت برای پسر انتخاب میکنیم.
The cat nosed at the toy mouse.
گربه به سمت موش اسباببازی بینی زد.
You shouldn't toy with great issues.
شما نباید با مسائل مهم بازی کنید.
the children's toy market is big business now.
بازار اسباببازی کودکان اکنون یک تجارت بزرگ است.
" Could you pick up those toys? "
آیا می توانید آن اسباب بازی ها را جمع کنید؟
منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)" Could you pick those toys up? "
آیا می توانید آن اسباب بازی ها را جمع کنید؟
منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)They have a toy they play with.
آنها اسباب بازی ای دارند که با آن بازی می کنند.
منبع: VOA Standard English_EuropeParents should select safe toys for their children.
والدین باید اسباب بازی های ایمن را برای فرزندان خود انتخاب کنند.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000Why are you buying our kids fancy toys?
چرا دارید اسباب بازی های گران قیمت برای بچه های ما می خرید؟
منبع: Desperate Housewives Season 7With a... There's a little toy inside.
با... یک اسباب بازی کوچک داخل آن وجود دارد.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2Fortunately, he wasn't just toying with his audience.
خوشبختانه، او فقط با مخاطبان خود بازی نمی کرد.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesAin’t one kid ever loved a toy, really.
هیچ کودکی هرگز واقعاً عاشق اسباب بازی نبود.
منبع: Toy Story 3 SelectionThe other new AKC breed is the Russian toy.
نژاد جدید AKC دیگر، اسباب بازی روسی است.
منبع: VOA Special January 2022 CollectionSo...we'll just have to take away his toy.
پس...فقط باید اسباب بازی اش را از او بگیریم.
منبع: Stranger Things Season 1لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید