doodled

[ایالات متحده]/ˈduːdld/
[بریتانیا]/ˈduːdld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از doodle

عبارات و ترکیب‌ها

doodled notes

یادداشت‌های دست‌نویس

doodled designs

طرح‌های دست‌نویس

doodled ideas

ایده‌های دست‌نویس

doodled sketches

طرح‌های اولیه دست‌نویس

doodled patterns

الگوهای دست‌نویس

doodled faces

چهره‌های دست‌نویس

doodled shapes

شکل‌های دست‌نویس

doodled art

هنر دست‌نویس

doodled words

کلمات دست‌نویس

doodled scenes

صحنه‌های دست‌نویس

جملات نمونه

she doodled in her notebook during the lecture.

او در حین سخنرانی در دفترچه اش نقاشی کرد.

he doodled a picture of a cat on the corner of the page.

او یک نقاشی از یک گربه در گوشه صفحه کشید.

while waiting, she doodled some flowers on a napkin.

در حالی که منتظر بودند، او چند گل روی یک دستمال نقاشی کرد.

the kids doodled together while waiting for their food.

بچه ها در حالی که منتظر غذا بودند، با هم نقاشی کردند.

he often doodled during conference calls to stay focused.

او اغلب در طول کنفرانس تلفنی نقاشی می کرد تا متمرکز بماند.

she doodled her thoughts to help with brainstorming.

او افکار خود را نقاشی کرد تا به بارش ایده کمک کند.

during the meeting, he doodled on the agenda paper.

در طول جلسه، او روی کاغذ دستور کار نقاشی کرد.

she doodled funny faces while talking on the phone.

او در حالی که با تلفن صحبت می کرد، چهره های خنده دار نقاشی کرد.

he doodled a map of the park on a piece of scrap paper.

او یک نقشه از پارک روی یک تکه کاغذ اضافی کشید.

she doodled her dreams to visualize her goals.

او رویاهای خود را نقاشی کرد تا اهداف خود را تجسم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید