sketched

[ایالات متحده]/[ˈsketʃt]/
[بریتانیا]/[ˈsketʃt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کشیدن چیزی به سرعت یا به طور ساده، با جزئیات زیاد نمی‌کشد؛ خلاصه کردن یا توصیف کردن به طور مختصر؛ ساختن یک طرح یا طراحی خام برای چیزی.
adj. کشیده شده به سرعت یا به طور ساده؛ اولیه.

عبارات و ترکیب‌ها

sketched design

طرح کشیده شده

roughly sketched

کشیده شده به طور خشن

sketched out

کشیده شده

quickly sketched

کشیده شده به سرعت

sketched plans

طرح‌های کشیده شده

being sketched

در حال کشیده شدن

lightly sketched

کشیده شده به خفیف

sketched image

تصویر کشیده شده

carefully sketched

کشیده شده با دقت

he sketched

او کشید

جملات نمونه

the architect sketched a preliminary design for the new library.

معمار یک طرح اولیه برای کتابخانه جدید رسم کرد.

he quickly sketched the landscape in his notebook.

او به سرعت نموداری از طبیعت را در دفتر خود رسم کرد.

she sketched out a rough plan for the marketing campaign.

او یک طرح خام برای کمپین بازاریابی را رسم کرد.

the artist sketched the model's pose before starting the painting.

هنرمند قبل از شروع نقاشی، وضعیت مدل را رسم کرد.

the engineer sketched a diagram of the electrical system.

مهندس یک نمودار از سیستم برقی رسم کرد.

i sketched a map of the area to help us navigate.

من یک نقشه از منطقه را رسم کردم تا بتوانیم مسیر را پیدا کنیم.

the journalist sketched the scene of the accident.

گزارشگر صحنه حادثه را رسم کرد.

he sketched a portrait of his daughter.

او یک پورتره از دخترش رسم کرد.

the students sketched their ideas on the whiteboard.

دانش‌آموزان ایده‌های خود را روی تخته سیاه رسم کردند.

she sketched a detailed floor plan of the house.

او یک طرح جزئیاتی از زمینه خانه را رسم کرد.

the designer sketched several concepts for the logo.

طراح چند مفهوم برای لوگو رسم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید