dorky

[ایالات متحده]/ˈdɔːki/
[بریتانیا]/ˈdɔrki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احمق یا اجتماعی ناتوان؛ ناتوان یا بی‌کفایت؛ دست و پا چلفتی یا احمق

عبارات و ترکیب‌ها

dorky outfit

لباس عجیب و غریب

dorky smile

لبخند عجیب و غریب

dorky dance

رقص عجیب و غریب

dorky jokes

جک‌های عجیب و غریب

dorky glasses

عینک عجیب و غریب

dorky hobbies

سرگرمی‌های عجیب و غریب

dorky games

بازی‌های عجیب و غریب

dorky personality

شخصیت عجیب و غریب

dorky humor

طنز عجیب و غریب

dorky friends

دوستان عجیب و غریب

جملات نمونه

he always wears dorky glasses that make him look funny.

او همیشه عینک‌های عجیب و غریب می‌پوشد که باعث می‌شود خنده‌دار به نظر برسد.

she thinks her dance moves are dorky, but i love them.

او فکر می‌کند حرکات رقص او عجیب و غریب هستند، اما من آن‌ها را دوست دارم.

my brother has a dorky sense of humor that makes everyone laugh.

برادر من حس شوخ طبعی عجیب و غریب دارد که باعث می‌شود همه بخندند.

wearing mismatched socks is a dorky trend right now.

پوشیدن جوراب‌های ناهماهنگ یک ترند عجیب و غریب است.

he made a dorky joke that only a few people understood.

او یک شوخی عجیب و غریب کرد که فقط چند نفر آن را فهمیدند.

her dorky laugh is one of the things i love about her.

خنده عجیب و غریب او یکی از چیزهایی است که من در مورد او دوست دارم.

they wore dorky costumes to the party and stole the show.

آنها لباس‌های عجیب و غریب پوشیدند و در مهمانی خوش درخشیدند.

he has a dorky collection of comic books in his room.

او مجموعه‌ای عجیب و غریب از کتاب‌های کمیک در اتاق خود دارد.

her dorky personality makes her very approachable.

شخصیت عجیب و غریب او باعث می‌شود که بسیار قابل دسترس باشد.

we had a dorky photo shoot with silly props.

ما یک عکس‌برداری عجیب و غریب با وسایل احمقانه داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید