awkward

[ایالات متحده]/ˈɔːkwəd/
[بریتانیا]/ˈɔːkwərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد مهارت یا چابکی؛ موجب شرمندگی یا ناراحتی؛ دشوار در برخورد؛ نامناسب.

عبارات و ترکیب‌ها

That was awkward

آن لحظه ناخوشایند بود

Feeling awkward

احساس ناراحتی می‌کنم

Awkward silence

سکوت ناخوشایند

Awkward situation

شرایط ناخوشایند

جملات نمونه

It was an awkward silence.

یک سکوت ناخوشایند بود.

She felt awkward in the unfamiliar situation.

او در آن شرایط ناآشنا احساس ناراحتی می‌کرد.

He made an awkward joke that nobody laughed at.

او یک شوخی دست و پا چلفتی کرد که هیچ کس نخندید.

The conversation took an awkward turn.

گفتگو به سمت یک مسیر ناخوشایند پیش رفت.

They had an awkward encounter at the party.

آنها یک برخورد ناخوشایند در مهمانی داشتند.

He had an awkward moment when he forgot her name.

او لحظه‌ای دست و پا چلفتی داشت وقتی اسمش را به یاد نیاورد.

The dance performance was awkward and uncoordinated.

اجرای رقص ناخوشایند و غیرمنظم بود.

She tried to make small talk but it was awkward.

او سعی کرد گپ و گفت کند اما دست و پا چلفتی بود.

He felt awkward asking for help.

او احساس ناراحتی می‌کرد وقتی درخواست کمک می‌کرد.

The situation became awkward when they ran into their ex.

شرایط ناخوشایند شد وقتی با خواستگار سابقشان برخورد کردند.

نمونه‌های واقعی

To myself my entrance seemed excessively awkward.

به خودم احساس کردم ورودم بیش از حد دست و پا چلفتی بود.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Not very well. You know how awkward I get when things get awkward.

خیلی خوب نیست. می‌دانید وقتی اوضاع دست و پا چلفتی می‌شود، من چقدر دست و پا چلفتی می‌شوم.

منبع: Modern Family - Season 01

So it was a really, really awkward and embarrassing time.

بنابراین یک زمان واقعاً دست و پا چلفتی و شرم‌آور بود.

منبع: American English dialogue

Isn't every conversation you two have awkward? Painfully so.

آیا هر مکالمه‌ای که شما دو نفر دارید دست و پا چلفتی نیست؟ به طرز دردناکی.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

It was kind of almost awkward.

نوعی تقریباً دست و پا چلفتی بود.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

Awkward? Why should he feel awkward?

دست و پا چلفتی؟ چرا باید احساس دست و پا چلفتی کند؟

منبع: Friends Season 3

Human critics have described it as creepy awkward, and quote, nightmare fuel.

منتقدان انسانی آن را به عنوان دست و پا چلفتی و ترسناک توصیف کرده‌اند و نقل قول، سوخت کابوس.

منبع: CNN 10 Student English December 2021 Collection

With the click of Hiro's remote control, Megabot gave a cute yet awkward bow.

با فشار دادن دکمه کنترل از راه دور هیرو، مگابوت تعظیمی زیبا اما دست و پا چلفتی انجام داد.

منبع: Big Hero 6 (audiobook)

Land bases were often unavailable because of awkward geography or recalcitrant allies.

پایگاه‌های زمینی اغلب به دلیل جغرافیا یا متحدان سرسخت دست و پا چلفتی در دسترس نبودند.

منبع: The Economist (Summary)

It was an awkward moment for everyone.

برای همه یک لحظه دست و پا چلفتی بود.

منبع: VOA Special December 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید