geeky

[ایالات متحده]/ˈɡiːki/
[بریتانیا]/ˈɡiki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرمد روز یا اجتماعی ناهنجار؛ به طور مفرط مشتاق درباره یک موضوع خاص

عبارات و ترکیب‌ها

geeky hobbies

علایق عجیب و غریب

geeky interests

علایق عجیب و غریب

geeky games

بازی‌های عجیب و غریب

geeky gadgets

وسایل عجیب و غریب

geeky culture

فرهنگ عجیب و غریب

geeky friends

دوستان عجیب و غریب

geeky fashion

مد عجیب و غریب

geeky movies

فیلم‌های عجیب و غریب

geeky books

کتاب‌های عجیب و غریب

geeky jokes

جک‌های عجیب و غریب

جملات نمونه

he has a geeky passion for comic books.

او اشتیاق عجیب و غریبی به کتاب‌های کمیک دارد.

her geeky interests include video games and coding.

علایق عجیب و غریب او شامل بازی‌های ویدیویی و برنامه‌نویسی است.

they attended a geeky convention last weekend.

آنها آخر هفته گذشته در یک کنوانس عجیب و غریب شرکت کردند.

his geeky knowledge of movies impresses everyone.

دانش عجیب و غریب او در مورد فیلم‌ها همه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

she wore a geeky t-shirt to the party.

او یک تی‌شرت عجیب و غریب به مهمانی پوشید.

being geeky about science can lead to great discoveries.

عجیب و غریب بودن در مورد علم می‌تواند منجر به کشف‌های بزرگ شود.

his geeky humor always makes me laugh.

طنز عجیب و غریب او همیشه من را می‌خنداند.

they bond over their geeky love for technology.

آنها بر سر عشق عجیب و غریب خود به فناوری با هم ارتباط برقرار می‌کنند.

she has a geeky collection of action figures.

او مجموعه‌ای عجیب و غریب از فیگورهای اکشن دارد.

his geeky enthusiasm for astronomy is contagious.

اشتیاق عجیب و غریب او به نجوم مسری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید