double-convex

[ایالات متحده]/[ˈdʌbəl ˈkɒnvɛks]/
[بریتانیا]/[ˈdʌbəl ˈkɒnvɛks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دو سطح محدب که به خارج منحنی می‌شوند؛ مربوط به عدسی یا آینه‌ای که دو سطح محدب دارد.
n. عدسی یا آینه‌ای که دو سطح محدب دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

double-convex lens

透镜双凸

a double-convex

一个双凸

double-convex shape

双凸形状

double-convex mirror

双凸镜

having double-convex

具有双凸

double-convex surface

双凸表面

double-convex glass

双凸玻璃

double-convex profile

双凸轮廓

double-convex form

双凸形式

double-convex optics

双凸光学

جملات نمونه

the double-convex lens magnified the image significantly.

لنز دو مقعر تصویر را به طور قابل توجهی بزرگ کرد.

we analyzed the double-convex mirror's reflective properties.

خواص بازتاب‌دهی آینه دو مقعر را تحلیل کردیم.

the double-convex shape of the gemstone was quite unique.

شکل دو مقعر این سنگ گوهری بسیار منحصر به فرد بود.

the double-convex profile of the lens improved focus.

پروفیل دو مقعر لنز باعث بهبود تمرکز شد.

he designed a double-convex reflector for the telescope.

او یک منعکس‌کننده دو مقعر برای تلسکوپ طراحی کرد.

the double-convex bead added a decorative touch.

دانه دو مقعر یک لمس زیبایی اضافه کرد.

the double-convex surface allowed for better light collection.

سطح دو مقعر به جمع‌آوری نور بهتر کمک کرد.

the double-convex die was used to stamp the coins.

ماتritel دو مقعر برای چاپ سکه‌ها استفاده شد.

the double-convex shape of the lens enhanced clarity.

شکل دو مقعر لنز روشنی را بهبود بخشید.

we observed the double-convex meniscus in the fluid.

ما مениسکوس دو مقعر در مایع را مشاهده کردیم.

the double-convex architecture of the building was striking.

معماری دو مقعر ساختمان جذاب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید