cynic

[ایالات متحده]/ˈsɪnɪk/
[بریتانیا]/ˈsɪnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سخیط، هجوگو
Word Forms
جمعcynics

جملات نمونه

some cynics in the media might jibe.

برخی از بدبین‌ها در رسانه ممکن است طعنه بزنند.

some cynics thought that the controversy was all a publicity stunt.

برخی از بدبینان فکر می‌کردند که مناقشه فقط یک حقه تبلیغاتی است.

the cynics were silenced when the factory opened.

بدبین‌ها وقتی کارخانه باز شد، ساکت شدند.

Cynics believe that finding a good husband these days is a game of chance.

بدبین‌ها معتقدند که یافتن یک شوهر خوب در این روزها یک بازی شانسی است.

Some cynics say that sport is a mere instrument of capitalist domination.

برخی از بدبینان می‌گویند که ورزش صرفاً ابزاری برای سلطه سرمایه‌داری است.

Cynics point out that all this speculation is a great way of keeping Mr Bloomberg's name in lights, and avoiding the lame-duckery that has so crippled the man now in the White House.

منتقدان اشاره می کنند که همه این حدس و گمان ها راهی عالی برای حفظ نام آقای بلومبرگ در نورها و اجتناب از ضعف و ناتوانی که باعث فلج شدن مردی که اکنون در کاخ سفید است شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید