| جمع | drainers |
kitchen drainer
تخلیه آشپزخانه
sink drainer
تخلیه سینک
dish drainer
تخلیه ظرف
It can be an energy drainer and canny decorators avoid using too much lime and olive greens because of their association to sickliness and envy.
می تواند انرژی شما را تخلیه کند و دکوراتورهای باهوش از استفاده بیش از حد از رنگ های سبز لیمویی و زیتونی به دلیل ارتباط آنها با بیماری و حسادت خودداری می کنند.
The sink drainer was clogged with food scraps.
تخلیه سینک با خردههای غذا مسدود شده بود.
She placed the wet dishes on the dish drainer to dry.
او بشقابهای خیس را روی خشککن ظرف قرار داد تا خشک شوند.
The drainer helps to separate the water from the pasta.
دریچهکش به جداسازی آب از پاستا کمک میکند.
He used a paint drainer to strain the paint before using it.
او از یک صافی رنگ برای صاف کردن رنگ قبل از استفاده استفاده کرد.
The drainer is essential for draining excess water from the vegetables.
دریچهکش برای تخلیه آب اضافی از سبزیجات ضروری است.
I need to clean the drainer to prevent any blockages.
من باید دریچهکش را تمیز کنم تا از هرگونه گرفتگی جلوگیری کنم.
The drainer is made of stainless steel for durability.
دریچهکش از جنس استیل ضد زنگ برای دوام ساخته شده است.
She bought a new drainer for the kitchen sink.
او یک دریچهکش جدید برای سینک ظرفشویی خرید.
The drainer is designed to fit most standard sinks.
دریچهکش به گونهای طراحی شده است که در بیشتر سینکهای استاندارد جا شود.
He installed a drainer to improve the drainage in the bathroom.
او یک دریچهکش نصب کرد تا زهکشی در حمام را بهبود بخشد.
kitchen drainer
تخلیه آشپزخانه
sink drainer
تخلیه سینک
dish drainer
تخلیه ظرف
It can be an energy drainer and canny decorators avoid using too much lime and olive greens because of their association to sickliness and envy.
می تواند انرژی شما را تخلیه کند و دکوراتورهای باهوش از استفاده بیش از حد از رنگ های سبز لیمویی و زیتونی به دلیل ارتباط آنها با بیماری و حسادت خودداری می کنند.
The sink drainer was clogged with food scraps.
تخلیه سینک با خردههای غذا مسدود شده بود.
She placed the wet dishes on the dish drainer to dry.
او بشقابهای خیس را روی خشککن ظرف قرار داد تا خشک شوند.
The drainer helps to separate the water from the pasta.
دریچهکش به جداسازی آب از پاستا کمک میکند.
He used a paint drainer to strain the paint before using it.
او از یک صافی رنگ برای صاف کردن رنگ قبل از استفاده استفاده کرد.
The drainer is essential for draining excess water from the vegetables.
دریچهکش برای تخلیه آب اضافی از سبزیجات ضروری است.
I need to clean the drainer to prevent any blockages.
من باید دریچهکش را تمیز کنم تا از هرگونه گرفتگی جلوگیری کنم.
The drainer is made of stainless steel for durability.
دریچهکش از جنس استیل ضد زنگ برای دوام ساخته شده است.
She bought a new drainer for the kitchen sink.
او یک دریچهکش جدید برای سینک ظرفشویی خرید.
The drainer is designed to fit most standard sinks.
دریچهکش به گونهای طراحی شده است که در بیشتر سینکهای استاندارد جا شود.
He installed a drainer to improve the drainage in the bathroom.
او یک دریچهکش نصب کرد تا زهکشی در حمام را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید