dressers

[ایالات متحده]/ˈdrɛsəz/
[بریتانیا]/ˈdrɛsərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میز آرایش (جمع دکوری)؛ پرسنل لباس در یک تولید تئاتری؛ کابینت برای ظروف؛ شخصی که به شیوه خاصی لباس می‌پوشد؛ ابزار پولیش برای الماس‌ها؛ میز آرایش (جمع دکوری)

عبارات و ترکیب‌ها

wooden dressers

کمد چوبی

bedroom dressers

کمد اتاق خواب

dresser drawers

جاکشی کمد

modern dressers

کمد مدرن

dresser sets

ست کمد

tall dressers

کمد بلند

vintage dressers

کمد قدیمی

dresser mirrors

آینه کمد

dresser accessories

لوازم جانبی کمد

dresser styles

سبک های کمد

جملات نمونه

many people store their clothes in dressers.

بسیاری از افراد لباس‌های خود را در کشوها نگهداری می‌کنند.

she organized her makeup in the top drawer of her dressers.

او لوازم آرایش خود را در کشوی بالایی کشوها مرتب کرد.

dressers can come in various styles and sizes.

کشوها می‌توانند در طرح‌ها و اندازه‌های مختلف وجود داشته باشند.

he bought a new dresser for his bedroom.

او یک کشوی جدید برای اتاق خوابش خرید.

the dressers in the store are on sale this week.

کشوها در فروشگاه این هفته با تخفیف به فروش می‌رسند.

she prefers wooden dressers over plastic ones.

او ترجیح می‌دهد کشوهای چوبی را نسبت به کشوهای پلاستیکی انتخاب کند.

he found an antique dresser at the flea market.

او یک کشوی عتیقه در بازار محلی پیدا کرد.

the dresser was too heavy to move alone.

کشو آنقدر سنگین بود که نتوانستید آن را به تنهایی جابجا کنید.

she decorated her dresser with flowers and photos.

او کشوی خود را با گل و عکس تزئین کرد.

dressers are essential furniture pieces in most bedrooms.

کشوها قطعات ضروری مبلمان در اکثر اتاق‌های خواب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید