driveline

[ایالات متحده]/ˈdraɪvlaɪn/
[بریتانیا]/ˈdraɪvlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستمی که قدرت را از موتور به چرخ‌ها منتقل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

driveline repair

تعمیر قطعات انتقال نیرو

driveline noise

صدای قطعات انتقال نیرو

driveline failure

خرابی قطعات انتقال نیرو

driveline alignment

تراز قطعات انتقال نیرو

driveline components

قطعات انتقال نیرو

driveline service

سرویس قطعات انتقال نیرو

driveline diagnostics

تشخیص مشکلات قطعات انتقال نیرو

driveline inspection

بازرسی قطعات انتقال نیرو

driveline system

سیستم قطعات انتقال نیرو

driveline upgrade

ارتقاء قطعات انتقال نیرو

جملات نمونه

the driveline of the vehicle needs regular maintenance.

خط انتقال خودرو به نگهداری منظم نیاز دارد.

a malfunctioning driveline can cause severe performance issues.

یک خط انتقال معیوب می‌تواند باعث مشکلات جدی عملکرد شود.

the driveline connects the engine to the wheels.

خط انتقال موتور را به چرخ‌ها متصل می‌کند.

upgrading the driveline can improve fuel efficiency.

ارتقاء خط انتقال می‌تواند باعث بهبود راندمان سوخت شود.

he specializes in driveline engineering.

او در زمینه مهندسی خط انتقال تخصص دارد.

noise from the driveline may indicate a problem.

صدای ناهنجار از خط انتقال ممکن است نشان‌دهنده یک مشکل باشد.

understanding the driveline is crucial for mechanics.

درک خط انتقال برای مکانیک‌ها بسیار مهم است.

the driveline's design affects overall vehicle performance.

طراحی خط انتقال بر عملکرد کلی خودرو تأثیر می‌گذارد.

he replaced the entire driveline to enhance durability.

او کل خط انتقال را برای افزایش دوام تعویض کرد.

driveline components must be compatible with each other.

قطعات خط انتقال باید با یکدیگر سازگار باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید