droning

[ایالات متحده]/'drəuniŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صدای همهمه یا وز وز کم و مداوم ایجاد کردن؛ داشتن تن کم و یکنواخت.
Word Forms
جمعdronings

عبارات و ترکیب‌ها

a droning sound

صدای یکنواخت

droning engine noise

صدای یکنواخت موتور

جملات نمونه

The clergyman began droning the psalm.

روحانی شروع به زمزمه کردن مزمور کرد.

a droning, mechanical delivery of the speech.

ارائه یک سخنرانی یکنواخت و مکانیکی.

I nearly fell asleep while he was droning on!

تقریباً در حین زمزمه کردن او به خواب رفتم!

The droning sound of the airplane engines filled the cabin.

صدای یکنواخت موتورهای هواپیما کابین را پر کرد.

She couldn't concentrate with the droning noise in the background.

او نمی توانست با صدای یکنواخت در پس زمینه تمرکز کند.

The droning of the bees could be heard from the garden.

زمزمه زنبورها از باغ شنیده می شد.

The lecturer's droning voice put the students to sleep.

صدای یکنواخت سخنرانی دانشجویان را به خواب برد.

The droning of the air conditioner was a constant background noise.

زمزمه کولر گازی یک صدای پس زمینه دائمی بود.

He couldn't stand the droning of the vacuum cleaner.

او نمی توانست صدای یکنواخت جاروبرقی را تحمل کند.

The droning of the lawnmower outside was annoying.

زمزمه چمن زن بیرون آزاردهنده بود.

The droning music in the elevator was calming.

موسیقی یکنواخت در آسانسور آرامش بخش بود.

The droning of the cicadas filled the summer evening.

زمزمه های جیرجیرک ها شب تابستان را پر کرد.

The droning background noise made it hard to focus on work.

صدای پس زمینه یکنواخت باعث می شد تمرکز روی کار دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید