| جمع | drysuits |
drysuit diving
غواصی با لباس غواصی خشک
wearing a drysuit
پوشیدن لباس غواصی خشک
drysuit repair
repair لباس غواصی خشک
new drysuit
لباس غواصی خشک جدید
drysuit rental
اجاره لباس غواصی خشک
drysuit price
قیمت لباس غواصی خشک
bought a drysuit
خرید لباس غواصی خشک
drysuit material
مواد لباس غواصی خشک
drysuit test
آزمایش لباس غواصی خشک
drysuits available
لباسهای غواصی خشک موجود
he purchased a new drysuit for cold-water diving.
او یک دوخت خشک جدید برای غواصی در آب سرد خرید.
the drysuit kept her warm despite the freezing temperatures.
دوخت خشک او را گرم نگه داشت در حالی که دمای هوا به سرما میرسید.
proper drysuit maintenance is crucial for longevity.
نگهداری مناسب از دوخت خشک برای افزایش عمر آن ضروری است.
she carefully checked the drysuit seals before entering the water.
او قبل از ورود به آب به دقت دربهای دوخت خشک را بررسی کرد.
a neoprene hood is often worn with a drysuit.
یک کلاه نئوپренی معمولاً با دوخت خشک پوشیده میشود.
the drysuit's waterproof zippers prevented water entry.
زیپهای ضد آب دوخت خشک ورود آب را جلوگیری کرد.
he inflated his drysuit to improve buoyancy.
او دوخت خشک خود را پر کرد تا شناوری را بهبود بخشد.
she practiced drysuit donning and doffing on land.
او روی زمین تمرین پوشیدن و کنار گذاشتن دوخت خشک را انجام داد.
the drysuit's thick material provided excellent insulation.
ماده ضخیم دوخت خشک عایقبندی بسیار خوبی فراهم کرد.
he recommended a high-quality drysuit for extreme conditions.
او یک دوخت خشک با کیفیت بالا را برای شرایط شدید توصیه کرد.
she needed to repair a small leak in her drysuit.
او نیاز داشت تا یک سوراخ کوچک در دوخت خشک خود را تعمیر کند.
drysuit diving
غواصی با لباس غواصی خشک
wearing a drysuit
پوشیدن لباس غواصی خشک
drysuit repair
repair لباس غواصی خشک
new drysuit
لباس غواصی خشک جدید
drysuit rental
اجاره لباس غواصی خشک
drysuit price
قیمت لباس غواصی خشک
bought a drysuit
خرید لباس غواصی خشک
drysuit material
مواد لباس غواصی خشک
drysuit test
آزمایش لباس غواصی خشک
drysuits available
لباسهای غواصی خشک موجود
he purchased a new drysuit for cold-water diving.
او یک دوخت خشک جدید برای غواصی در آب سرد خرید.
the drysuit kept her warm despite the freezing temperatures.
دوخت خشک او را گرم نگه داشت در حالی که دمای هوا به سرما میرسید.
proper drysuit maintenance is crucial for longevity.
نگهداری مناسب از دوخت خشک برای افزایش عمر آن ضروری است.
she carefully checked the drysuit seals before entering the water.
او قبل از ورود به آب به دقت دربهای دوخت خشک را بررسی کرد.
a neoprene hood is often worn with a drysuit.
یک کلاه نئوپренی معمولاً با دوخت خشک پوشیده میشود.
the drysuit's waterproof zippers prevented water entry.
زیپهای ضد آب دوخت خشک ورود آب را جلوگیری کرد.
he inflated his drysuit to improve buoyancy.
او دوخت خشک خود را پر کرد تا شناوری را بهبود بخشد.
she practiced drysuit donning and doffing on land.
او روی زمین تمرین پوشیدن و کنار گذاشتن دوخت خشک را انجام داد.
the drysuit's thick material provided excellent insulation.
ماده ضخیم دوخت خشک عایقبندی بسیار خوبی فراهم کرد.
he recommended a high-quality drysuit for extreme conditions.
او یک دوخت خشک با کیفیت بالا را برای شرایط شدید توصیه کرد.
she needed to repair a small leak in her drysuit.
او نیاز داشت تا یک سوراخ کوچک در دوخت خشک خود را تعمیر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید