duplicitously

[ایالات متحده]/djuːˈplɪsɪtəsli/
[بریتانیا]/duːˈplɪsɪtəsli/

ترجمه

adv. به صورت دوچهره؛ با دروغ؛ دوچهرهانه

عبارات و ترکیب‌ها

acted duplicitously

خیانت‌کارانه رفتار کرد

speaking duplicitously

خیانت‌کارانه صحبت کرد

behaved duplicitously

خیانت‌کارانه رفتار کرد

acting duplicitously

خیانت‌کارانه رفتار کردن

جملات نمونه

he acted duplicitously during the negotiations, promising both sides a favorable deal.

او در مذاکرات با دو طرف به طور دوگانه رفتار کرد و هر دو طرف را با یک معامله مساعد آشنا کرد.

she spoke duplicitously to her coworkers, praising them in public and undermining them in private.

او به طور دوگانه با همکارانش صحبت کرد، آنها را در جمع عمومی ستایش کرد و در خصوصیت آنها را زیر پا می‌گذاشت.

the manager dealt duplicitously with complaints, assuring change while quietly ignoring the problem.

مدیر به طور دوگانه با شکایات سروکار داشت، تغییر را تضمین کرد در حالی که به طور خفیه از مشکل صیغه می‌گذشت.

he behaved duplicitously toward his friends, borrowing money with gratitude and refusing to repay it.

او به دوستانش به طور دوگانه رفتار کرد، پول با تشکر وام گرفت و آن را پس نداد.

the witness testified duplicitously, omitting key facts to protect his own interests.

گواه به طور دوگانه شهادت داد، اطلاعات کلیدی را حذف کرد تا به منافع خود حفاظت کند.

the company marketed duplicitously, claiming transparency while concealing hidden fees.

شرکت به طور دوگانه بازاریابی کرد، شفافیت را ادعا کرد در حالی که هزینه‌های پنهان را پنهان می‌کرد.

he answered duplicitously under pressure, giving vague responses that misled the investigators.

او تحت فشار به طور دوگانه پاسخ داد، پاسخ‌های مبهمی ارائه داد که باعث ابهام برای پرسشگران شد.

she negotiated duplicitously, pretending to compromise while secretly stalling for time.

او به طور دوگانه مذاکره کرد، به نظر می‌رسد که به توافق می‌رسد در حالی که به طور مخفیانه زمان می‌گیرد.

the politician spoke duplicitously at the rally, appealing to every group with conflicting promises.

سیاستمدار در جمع جمعیت به طور دوگانه صحبت کرد، به هر گروه با وعده‌های متعارض اپیل می‌کرد.

he acted duplicitously behind the scenes, leaking information while denying any involvement.

او در پشت صحنه به طور دوگانه رفتار کرد، اطلاعات را نشت داد در حالی که هرگونه مشارکتی را انکار می‌کرد.

the broker behaved duplicitously, recommending products that benefited him rather than his clients.

وکیل به طور دوگانه رفتار کرد، محصولاتی را توصیه کرد که به او سود می‌آورد به جای مشتریانش.

she spoke duplicitously to the press, expressing concern while quietly celebrating the setback.

او به رسانه‌ها به طور دوگانه صحبت کرد، نگرانی را بیان کرد در حالی که به طور خفیه از بازدارنده‌ای لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید