misleadingly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که تصور غلطی ایجاد می‌کند یا به نتیجه‌گیری نادرست منجر می‌شود.

جملات نمونه

The advertisement was misleadingly attractive.

تبلیغ به شکلی فریبنده جذاب بود.

The packaging was misleadingly colorful.

بسته‌بندی به شکلی فریبنده رنگارنگ بود.

The title of the book was misleadingly intriguing.

عنوان کتاب به شکلی فریبنده جذاب بود.

Her appearance was misleadingly youthful.

ظاهر او به شکلی فریبنده جوان به نظر می‌رسید.

The statistics were misleadingly presented.

آمارها به شکلی فریبنده ارائه شدند.

The map was misleadingly labeled.

نقشه به شکلی فریبنده برچسب‌گذاری شده بود.

The website was misleadingly easy to navigate.

وب‌سایت به شکلی فریبنده آسان برای پیمایش بود.

The instructions were misleadingly vague.

دستورالعمل‌ها به شکلی فریبنده مبهم بودند.

The product was misleadingly advertised as all-natural.

محصول به اشتباه به عنوان کاملاً طبیعی تبلیغ شد.

The article was misleadingly titled.

مقاله به شکلی فریبنده عنوان‌گذاری شده بود.

نمونه‌های واقعی

It was also somewhat misleadingly named.

همچنین به شکلی گمراه‌کننده نام‌گذاری شده بود.

منبع: The Economist - Technology

His background, though it might misleadingly be called privileged, was mixed up.

سابقه او، اگرچه ممکن بود به اشتباه به آن امتیازدار گفته شود، مختلط بود.

منبع: The Economist - Comprehensive

The people who stopped responding to surveys appear less prosperous than those who continue to do so, misleadingly inflating income.

افرادی که از پاسخ دادن به نظرسنجی‌ها دست کشیده‌اند، به نظر می‌رسد که از کسانی که به انجام آن ادامه می‌دهند، کمتر مرفه هستند و به طور گمراه‌کننده‌ای درآمد را افزایش می‌دهند.

منبع: The Economist - Finance

Compared with these, George's period on the throne seems misleadingly brief and static.

در مقایسه با این موارد، دوره جورج روی تخت سلطنتی به نظر گمراه‌کننده کوتاه و ایستا می‌رسد.

منبع: Character Profile

Reports from Nigeria, Somalia and Tanzania of a sharp rise in unexplained deaths suggested that official tallies of covid-19 are misleadingly low.

گزارش‌ها از نیجریه، سومالی و تانزانیا مبنی بر افزایش ناگهانی مرگ‌های غیرقابل توضیح نشان داد که آمار رسمی کووید-۱۹ به طور گمراه‌کننده‌ای کم است.

منبع: The Economist (Summary)

If the trough of a tsunami reaches shore first, the water will withdraw farther than normal before the wave hits, which can be misleadingly dangerous.

اگر گودال یک سونامی ابتدا به ساحل برسد، آب قبل از برخورد موج بیشتر از حد معمول پس‌روی می‌کند که می‌تواند به طور گمراه‌کننده‌ای خطرناک باشد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

They had combined horizontal well drilling with hydraulic fracturing and in doing so came up with a new, if slightly misleadingly labeled technique called fracking.

آنها حفر چاه افقی را با شکست هیدرولیکی ترکیب کردند و در این راستا یک تکنیک جدید، اگرچه به طور اندکی گمراه‌کننده برچسب‌گذاری شده بود، به نام فرکینگ ایجاد کردند.

منبع: Realm of Legends

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید