durational impact
تاثیر مدت زمانی
durational change
تغییر مدت زمانی
durational period
دوره مدت زمانی
durational effect
اثر مدت زمانی
durational length
طول مدت زمانی
durational quality
کیفیت مدت زمانی
durational assessment
ارزیابی مدت زمانی
durational stability
پایداری مدت زمانی
durational performance
عملکرد مدت زمانی
durational value
ارزش مدت زمانی
the durational impact of the policy change needs careful assessment.
تاثیر مدت زمانی تغییر سیاست نیاز به ارزیابی دقیق دارد.
we analyzed the durational differences between the two methods.
ما تفاوتهای مدت زمانی بین دو روش را تحلیل کردیم.
the durational length of the concert was surprisingly short.
مدت زمانی این کنسرت به طور شگفتآوری کوتاه بود.
a durational study of employee engagement is crucial for retention.
یک مطالعه مدت زمانی درباره مشارکت کارکنان برای حفظ نیروی کار ضروری است.
the durational effect of the medication was observed over several weeks.
اثر مدت زمانی دارو در طول چند هفته مشاهده شد.
understanding the durational pattern of customer behavior is key.
درک الگوی مدت زمانی رفتار مشتریان کلیدی است.
the durational commitment required for the project is significant.
پیمان مدت زمانی مورد نیاز برای این پروژه اهمیت زیادی دارد.
we measured the durational stability of the system under load.
ما پایداری مدت زمانی سیستم را زیر بار را اندازه گیری کردیم.
the durational value of the investment proved to be substantial.
ارزش مدت زمانی سرمایه گذاری ثابت شد که قابل توجه است.
a durational perspective is important when evaluating long-term trends.
نگاهی مدت زمانی در ارزیابی روندهای بلند مدت مهم است.
the durational risk associated with the project was carefully managed.
ریسک مدت زمانی مرتبط با این پروژه با دقت مدیریت شد.
durational impact
تاثیر مدت زمانی
durational change
تغییر مدت زمانی
durational period
دوره مدت زمانی
durational effect
اثر مدت زمانی
durational length
طول مدت زمانی
durational quality
کیفیت مدت زمانی
durational assessment
ارزیابی مدت زمانی
durational stability
پایداری مدت زمانی
durational performance
عملکرد مدت زمانی
durational value
ارزش مدت زمانی
the durational impact of the policy change needs careful assessment.
تاثیر مدت زمانی تغییر سیاست نیاز به ارزیابی دقیق دارد.
we analyzed the durational differences between the two methods.
ما تفاوتهای مدت زمانی بین دو روش را تحلیل کردیم.
the durational length of the concert was surprisingly short.
مدت زمانی این کنسرت به طور شگفتآوری کوتاه بود.
a durational study of employee engagement is crucial for retention.
یک مطالعه مدت زمانی درباره مشارکت کارکنان برای حفظ نیروی کار ضروری است.
the durational effect of the medication was observed over several weeks.
اثر مدت زمانی دارو در طول چند هفته مشاهده شد.
understanding the durational pattern of customer behavior is key.
درک الگوی مدت زمانی رفتار مشتریان کلیدی است.
the durational commitment required for the project is significant.
پیمان مدت زمانی مورد نیاز برای این پروژه اهمیت زیادی دارد.
we measured the durational stability of the system under load.
ما پایداری مدت زمانی سیستم را زیر بار را اندازه گیری کردیم.
the durational value of the investment proved to be substantial.
ارزش مدت زمانی سرمایه گذاری ثابت شد که قابل توجه است.
a durational perspective is important when evaluating long-term trends.
نگاهی مدت زمانی در ارزیابی روندهای بلند مدت مهم است.
the durational risk associated with the project was carefully managed.
ریسک مدت زمانی مرتبط با این پروژه با دقت مدیریت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید