dusker

[ایالات متحده]/dʌsk/
[بریتانیا]/dʌsk/

ترجمه

n. شام؛ گرگ و میش؛ تاریکی؛ غم
adj. تاریک؛ غم‌انگیز
vt. تاریک کردن؛ تیره کردن
vi. تاریک شدن؛ تیره شدن

عبارات و ترکیب‌ها

dusker night

شب دوسکر

dusker sky

آسمان دوسکر

dusker light

نور دوسکر

dusker shade

سایه دوسکر

dusker mood

حالت دوسکر

dusker scene

صحنه دوسکر

dusker beauty

زیبایی دوسکر

dusker horizon

افق دوسکر

dusker glow

درخشش دوسکر

dusker breeze

نسیم دوسکر

جملات نمونه

he works as a dusker in the library.

او به عنوان یک نظافتچی در کتابخانه کار می کند.

the dusker cleaned the windows thoroughly.

نظافتچی پنجره ها را به طور کامل تمیز کرد.

she hired a dusker to maintain her office.

او برای نگهداری دفترش یک نظافتچی استخدام کرد.

the dusker arrived early to prepare for the event.

نظافتچی برای آماده شدن برای رویداد زود رسید.

after the party, the dusker had a lot of work to do.

بعد از مهمانی، نظافتچی کارهای زیادی برای انجام دادن داشت.

being a dusker requires attention to detail.

نظافتچی بودن نیاز به توجه به جزئیات دارد.

the dusker used special equipment for the job.

نظافتچی برای این کار از تجهیزات ویژه استفاده کرد.

he appreciates the work of the dusker in his building.

او از کار نظافتچی در ساختمانش قدردانی می کند.

the dusker ensures that the place is always tidy.

نظافتچی اطمینان حاصل می کند که مکان همیشه مرتب است.

many duskers work during the night shift.

بسیاری از نظافتچیان در شیفت شب کار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید