gloaming

[ایالات متحده]/'gləʊmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡlomɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شام؛ زمانی از روز که خورشید غروب کرده و آسمان تاریک است
v. تاریک شدن به عنوان نزدیک شدن شب؛ زمانی که آسمان تاریک می‌شود و خورشید در حال غروب است
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریgloaming
جمعgloamings

عبارات و ترکیب‌ها

the gloaming

غروب

جملات نمونه

in the gloaming of one’s life

در گرگ و گوری زندگی

The sky turned a deep shade of blue in the gloaming.

آسمان در گرگ و گوری به رنگ آبی عمیقی درآمد.

She loved taking long walks in the gloaming.

او عاشق پیاده‌روی طولانی در گرگ و گوری بود.

The gloaming cast a magical glow over the landscape.

گرگ و گوری بر منظره جادویی تاباند.

The birds chirped softly in the gloaming.

پرندگان به آرامی در گرگ و گوری جیک جیک کردند.

They sat on the porch enjoying the gloaming.

آنها روی ایوان نشستند و از گرگ و گوری لذت بردند.

The gloaming brought a sense of peace and tranquility.

گرگ و گوری حسی از آرامش و آسایش به ارمغان آورد.

The gloaming signaled the end of another day.

گرگ و گوری نشان دهنده پایان روز دیگری بود.

The gloaming painted the sky with hues of pink and orange.

گرگ و گوری آسمان را با رنگ‌های صورتی و نارنجی رنگ آمیزی کرد.

Crickets began their symphony in the gloaming.

شپش‌ها سمفونی خود را در گرگ و گوری آغاز کردند.

The gloaming enveloped the world in a soft, ethereal light.

گرگ و گوری جهان را در نوری ملایم و فرازمینی فرا گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید