they neighed dutifully at jokes they did not understand.
آنها با احترام و وظیفهشناسی به شوخیهایی که متوجه نمیشدند، واق واق کردند.
a new constitution, which his people dutifully ratified in a plebiscite
یک قانون اساسی جدید که مردم او با وظیفهشناسی در یک همهپرسی آن را تصویب کردند.
She dutifully completed her homework every night.
او هر شب با وظیفهشناسی تکالیف خود را انجام میداد.
He dutifully followed his boss's instructions.
او با وظیفهشناسی دستورالعملهای رئیس خود را دنبال میکرد.
The soldier dutifully carried out his orders.
سرباز وظایف خود را با وظیفهشناسی انجام داد.
She dutifully attended all her classes.
او با وظیفهشناسی در تمام کلاسهای خود حضور داشت.
He dutifully cared for his sick grandmother.
او با وظیفهشناسی از مادربزرگ بیمار خود مراقبت میکرد.
The student dutifully took notes during the lecture.
دانشجو با وظیفهشناسی در طول سخنرانی یادداشتبرداری کرد.
She dutifully followed the rules of the organization.
او با وظیفهشناسی قوانین سازمان را رعایت کرد.
He dutifully reported to his supervisor every morning.
او هر روز صبح با وظیفهشناسی به سرپرست خود گزارش میداد.
The employee dutifully completed all tasks assigned to him.
کارمند با وظیفهشناسی تمام وظایفی را که به او محول شده بود، انجام داد.
She dutifully supported her friend through difficult times.
او در زمانهای سخت، با وظیفهشناسی از دوست خود حمایت کرد.
they neighed dutifully at jokes they did not understand.
آنها با احترام و وظیفهشناسی به شوخیهایی که متوجه نمیشدند، واق واق کردند.
a new constitution, which his people dutifully ratified in a plebiscite
یک قانون اساسی جدید که مردم او با وظیفهشناسی در یک همهپرسی آن را تصویب کردند.
She dutifully completed her homework every night.
او هر شب با وظیفهشناسی تکالیف خود را انجام میداد.
He dutifully followed his boss's instructions.
او با وظیفهشناسی دستورالعملهای رئیس خود را دنبال میکرد.
The soldier dutifully carried out his orders.
سرباز وظایف خود را با وظیفهشناسی انجام داد.
She dutifully attended all her classes.
او با وظیفهشناسی در تمام کلاسهای خود حضور داشت.
He dutifully cared for his sick grandmother.
او با وظیفهشناسی از مادربزرگ بیمار خود مراقبت میکرد.
The student dutifully took notes during the lecture.
دانشجو با وظیفهشناسی در طول سخنرانی یادداشتبرداری کرد.
She dutifully followed the rules of the organization.
او با وظیفهشناسی قوانین سازمان را رعایت کرد.
He dutifully reported to his supervisor every morning.
او هر روز صبح با وظیفهشناسی به سرپرست خود گزارش میداد.
The employee dutifully completed all tasks assigned to him.
کارمند با وظیفهشناسی تمام وظایفی را که به او محول شده بود، انجام داد.
She dutifully supported her friend through difficult times.
او در زمانهای سخت، با وظیفهشناسی از دوست خود حمایت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید