dweller

[ایالات متحده]/ˈdwelə(r)/
[بریتانیا]/ˈdwelər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکن، ساکن محلی.
Word Forms
جمعdwellers

عبارات و ترکیب‌ها

city dweller

ساکن شهر

cave dweller

ساکن غار

جملات نمونه

Man is a dweller on the earth.

مرد ساکن زمین است.

City dwellers think country folk have provincial attitudes.

ساکنان شهر فکر می‌کنند روستاییان نگرش‌های سنتی دارند.

a city dweller who didn't keep a car.

یک شهرنشین که ماشین نداشت.

Apartment dwellers who have considerate neighbors are fortunate.

ساکنان آپارتمانی که همسایگان مهربانی دارند، خوش شانس هستند.

Many city dwellers live in apartment buildings.

بسیاری از شهرنشینان در آپارتمان‌ها زندگی می‌کنند.

Country cousin:One whose ingenuousness or rustic ways may bemuse or entertain city dwellers.

خویشاوده‌روستایی: کسی که سادگی یا روش‌های روستایی‌اش ممکن است شهرنشینان را گیج یا سرگرم کند.

The ethnic group Dan-min ("Boat Dwellers") was relegated as a outcaste in the Hongwu Reign of the Min Dynasty.Thereafter, Dan-min was discriminated for a very long time.

گروه قومی دان-مین ("ساکنان قایق") به عنوان یک تبعید شده در حکومت هونگ وو در دودمان مین تبعید شد. پس از آن، دان-مین برای مدت طولانی تبعیض قائل شدند.

The cave dwellers emerged from the snugness of their abodes with buckets of water and willow brooms to sprinkle and sweep, sprinkle and sweep.

ساکنان غار با سطل های آب و چوب های حصیری از گرما و راحتی خانه های خود بیرون آمدند تا آبپاشی و جارو کنند، آبپاشی و جارو کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید