occupant

[ایالات متحده]/'ɒkjʊp(ə)nt/
[بریتانیا]/'ɑkəpənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکن، فردی که در یک خانه یا مکان دیگر زندگی می‌کند
Word Forms
جمعoccupants

عبارات و ترکیب‌ها

residential occupant

سکونت‌کننده مسکونی

building occupant

سکونت‌کننده ساختمان

current occupant

سکونت‌کننده فعلی

جملات نمونه

occupant of the house

سکونت کننده خانه

the first occupant of the Chair of Botany.

اولین ساکن صندلی گیاه‌شناسی.

the occupant of the honorary professorial chair; the occupants of a beehive.

صاحب کرسی استادی افتخاری؛ ساکنان یک کندوی عسل.

The previous occupants had left the house in a terrible mess.

ساکنان قبلی خانه را در وضعیت بسیار بدی رها کرده بودند.

The house was burglarized while its occupants were asleep.

در حالی که ساکنان آن در خواب بودند، خانه مورد سرقت قرار گرفت.

Further adding to occupant safety, frontal impacts are absorbed by crumple zones directed into Y-shaped chassis members and the main understructure – the strongest part of the chassis.

علاوه بر این، برای ایمنی سرنشینان، ضربات جلویی توسط مناطق فرورفتگی که به اعضای شاسی به شکل Y و سازه اصلی هدایت می‌شوند، جذب می‌شوند – قوی‌ترین قسمت شاسی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید