dyspepsia

[ایالات متحده]/dɪs'pepsɪə/
[بریتانیا]/dɪs'pɛpʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوء هاضمه
Word Forms

جملات نمونه

It is often used to treat wind-heat cold,alternate attacks of chills and fever,dyspepsia,abdominal distention,borborygmus,etc.

اغلب برای درمان سرماخوردگی ناشی از گرمای باد، حملات متناوب لرز و تب، ناراحتی گوارشی، نفخ شکم، صداهای روده و غیره استفاده می‌شود.

He often suffers from dyspepsia after eating spicy food.

او اغلب پس از خوردن غذاهای تند دچار ناراحتی گوارشی می‌شود.

The doctor prescribed medication to help with his dyspepsia.

پزشک دارویی برای کمک به ناراحتی گوارشی او تجویز کرد.

Avoiding certain foods can help prevent dyspepsia.

اجتناب از برخی غذاها می‌تواند به پیشگیری از ناراحتی گوارشی کمک کند.

Chronic stress can contribute to dyspepsia.

استرس مزمن می‌تواند به ناراحتی گوارشی کمک کند.

She experiences dyspepsia symptoms such as bloating and nausea.

او دچار علائم ناراحتی گوارشی مانند نفخ و حالت تهوع می‌شود.

Eating slowly and chewing food thoroughly can alleviate dyspepsia.

خوردن آهسته و جویدن کامل غذا می‌تواند ناراحتی گوارشی را تسکین دهد.

Dyspepsia can be a result of overeating or eating too quickly.

ناراحتی گوارشی می‌تواند ناشی از پرخوری یا خوردن خیلی سریع باشد.

Her dyspepsia is triggered by certain foods like dairy products.

ناراحتی گوارشی او توسط برخی غذاها مانند لبنیات تحریک می‌شود.

Regular exercise can help improve symptoms of dyspepsia.

ورزش منظم می‌تواند به بهبود علائم ناراحتی گوارشی کمک کند.

It's important to identify and avoid triggers of dyspepsia.

شناسایی و اجتناب از عوامل تحریک کننده ناراحتی گوارشی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید