stomachache

[ایالات متحده]/ˈstʌməkˌeɪk/
[بریتانیا]/ˈstʌməkˌeɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد در معده یا شکم؛ درد شکمی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stomachache pain

درد معده

stomachache relief

تسکین درد معده

stomachache symptoms

علائم درد معده

stomachache medicine

دارو برای درد معده

stomachache treatment

درمان درد معده

stomachache causes

علت های درد معده

stomachache home remedy

درمان خانگی برای درد معده

stomachache after eating

درد معده بعد از غذا خوردن

stomachache and nausea

درد معده و تهوع

stomachache relief tips

نکات تسکین درد معده

جملات نمونه

i have a stomachache after eating too much candy.

من بعد از خوردن زیاد آب‌نبات دچار درد معده شدم.

she took some medicine for her stomachache.

او برای درد معده‌اش دارویی مصرف کرد.

he complained of a stomachache during the meeting.

او در طول جلسه از درد معده شکایت کرد.

a stomachache can be a sign of something more serious.

درد معده می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل جدی‌تر باشد.

my stomachache kept me awake all night.

درد معده‌ام باعث شد تمام شب بیدار بمانم.

she often gets a stomachache when she is stressed.

او اغلب وقتی استرس دارد دچار درد معده می‌شود.

drinking too much soda can cause a stomachache.

نوشیدن زیاد نوشابه می‌تواند باعث درد معده شود.

he tried to ignore his stomachache during the game.

او سعی کرد درد معده‌اش را در طول بازی نادیده بگیرد.

after the spicy meal, i felt a stomachache coming on.

بعد از غذای تند، احساس کردم که درد معده در حال شروع است.

she visited the doctor because her stomachache wouldn't go away.

او به دلیل عدم رفع درد معده‌اش به پزشک مراجعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید