eastwards

[ایالات متحده]/'iːstwədz/
[بریتانیا]/'istwɚdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت یا در جهت شرق.

عبارات و ترکیب‌ها

heading eastwards

حرکت به سمت شرق

traveling eastwards

سفر به سمت شرق

جملات نمونه

he walked south-eastwards from the river.

او از رودخانه به سمت جنوب شرقی راه رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید