heading eastwards
حرکت به سمت شرق
traveling eastwards
سفر به سمت شرق
he walked south-eastwards from the river.
او از رودخانه به سمت جنوب شرقی راه رفت.
heading eastwards
حرکت به سمت شرق
traveling eastwards
سفر به سمت شرق
he walked south-eastwards from the river.
او از رودخانه به سمت جنوب شرقی راه رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید