eastward

[ایالات متحده]/'iːstwəd/
[بریتانیا]/'istwɚdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سمت شرق; رو به شرق یا در حال حرکت به سمت شرق
adv. به سمت شرق
n. جهت یا منطقه به سمت شرق
Word Forms
جمعeastwards

عبارات و ترکیب‌ها

move eastward

حرکت به سمت شرق

جملات نمونه

they followed an eastward course.

آنها مسیر شرقی را دنبال کردند.

the advance created an eastward-facing bulge in the line.

پیشروی باعث ایجاد یک برآمدگی به سمت شرق در خط شد.

limestone plateaux extend eastward towards the river.

فلات‌های آهکی به سمت رودخانه به سمت شرق امتداد دارند.

he walked south-eastwards from the river.

او از رودخانه به سمت جنوب شرقی راه رفت.

The crowd is heading eastward, believing that they can find gold there.

جمعیت به سمت شرق در حرکت است، با این باور که آنها می‌توانند طلا را در آنجا پیدا کنند.

a balloon drifting eastward; as the wreckage drifted toward shore.

یک بالن که به سمت شرق در حال حرکت بود؛ همانطور که بقایای منهدم شده به سمت ساحل رانده شد.

The Russians use the threat of redirecting oil and gas supplies eastward to pressurise their European customers.

روس‌ها از تهدید تغییر مسیر عرضه نفت و گاز به سمت شرق برای تحت فشار قرار دادن مشتریان اروپایی خود استفاده می‌کنند.

Besides Bree itself, there was Staddle on the other side of the hill, Combe in a deep valley a little further eastward, and Archet on the edge of the Chetwood.

علاوه بر خود بری، در طرف دیگر تپه، استادل، کومب در یک دره عمیق کمی بیشتر به سمت شرق و آرکت در لبه جنگل چتوود وجود داشت.

نمونه‌های واقعی

Winds at the Equator would be deflected further eastward.

وزش باد در نزدیکی خط استوا بیشتر به سمت شرق منحرف خواهد شد.

منبع: Realm of Legends

They move in alternating directions, some eastward, some westward.

آنها در جهات متناوب حرکت می کنند، برخی به سمت شرق و برخی به سمت غرب.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

Ride the sea breezes further eastward to the Cape’s elbow, and drop anchor at Chatham.

با استفاده از نسیم دریا، بیشتر به سمت شرق تا آرنج دماغه بروید و در Chatham لنگر بیندازید.

منبع: Cloud Travel Handbook

Phase four, the eastward move to crash the United States.

فاز چهارم، حرکت به سمت شرق برای حمله به ایالات متحده.

منبع: "BBC Documentary: The Truth about Diaoyu Islands"

Next day they began marching eastward down the side of the great river.

روز بعد آنها شروع به حرکت به سمت شرق در امتداد کنار رودخانه بزرگ کردند.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

Thence the trains eastward run frequently to Chicago and New York.

از آنجا قطارها به طور مکرر به سمت شرق به شیکاگو و نیویورک می روند.

منبع: Around the World in Eighty Days

Walking eastward, Phaethon entered the Sun God's gleaming palace at last.

با قدم گذاشتن به سمت شرق، فایتون سرانجام وارد کاخ درخشان خدای خورشید شد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Instead, they retreated eastward, burning their crops and homes as they went.

در عوض، آنها به سمت شرق عقب نشینی کردند و در حالی که پیش می رفتند، محصولات و خانه های خود را به آتش کشیدند.

منبع: New Version of University English Comprehensive Course 4

It wants to “pivot” eastward, to soothe maritime nerves jangled by China's rise (see Banyan).

این می خواهد به سمت "چرخش" شرق برود تا اعصاب دریایی که توسط رشد چین آزرده شده اند را آرام کند (به Banyan مراجعه کنید).

منبع: The Economist - Comprehensive

And this isotherm has shifted in the same rate as the swans shifted eastward.

و این خط ایزوترمی با همان سرعتی جابجا شده است که Swan ها به سمت شرق جابجا شده اند.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American June 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید