eavesdropped

[ایالات متحده]/ˈiːvzdrɒpt/
[بریتانیا]/ˈiːvzdrɑːpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مخفیانه به یک مکالمه گوش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

eavesdropped conversation

شنود مکالمه

eavesdropped secrets

شنود اسرار

eavesdropped gossip

شنود غیبت

eavesdropped information

شنود اطلاعات

eavesdropped discussion

شنود بحث

eavesdropped remarks

شنود نظرات

eavesdropped details

شنود جزئیات

eavesdropped news

شنود اخبار

eavesdropped whispers

شنود زمزمه‌ها

eavesdropped dialogue

شنود دیالوگ

جملات نمونه

she accidentally eavesdropped on their conversation.

او به طور تصادفی به صحبت‌های آنها گوش فرا داد.

he eavesdropped on his neighbors to gather information.

او برای جمع‌آوری اطلاعات به صحبت‌های همسایه‌ها گوش فرا داد.

the child eavesdropped on the adults discussing plans.

بچه‎‌ها در حال گوش دادن به صحبت‌های بزرگسالان درباره برنامه‌ها بودند.

they eavesdropped through the thin walls of the apartment.

آنها از طریق دیوارهای نازک آپارتمان گوش فرا دادند.

she felt guilty after eavesdropping on her friend.

او بعد از شنود دوستش احساس گناه کرد.

he eavesdropped on the meeting to understand the new project.

او برای درک پروژه جدید در جلسه گوش فرا داد.

they were caught eavesdropping by the security guard.

آنها در حال شنود توسط نگهبان امنیتی دستگیر شدند.

she eavesdropped on the phone call without realizing it.

او بدون اینکه متوجه شود به تلفن گوش فرا داد.

he often eavesdropped to learn about office gossip.

او اغلب برای شنیدن غایبه‌های دفتر کار گوش می‌کرد.

they eavesdropped on the discussion about the surprise party.

آنها به بحث درباره مهمانی غافلگیری گوش فرا دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید