snooped

[ایالات متحده]/snuːpt/
[بریتانیا]/snupt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل snoop

عبارات و ترکیب‌ها

snooped around

جستجو کرد

snooped on

به طور مخفیانه نظارت کرد

snooped through

در میان آن جستجو کرد

snooped at

به طور مخفیانه نگاه کرد

snooped into

وارد آن شد

snooped up

جمع آوری کرد

snooped behind

پشت آن جستجو کرد

snooped out

جستجو کرد

snooped away

دور شد

جملات نمونه

she snooped around his office looking for clues.

او در حال جستجو در دفتر او به دنبال سرنخ بود.

he snooped into her personal life without her knowing.

او بدون اطلاع او در زندگی شخصی او کنکاش کرد.

the dog snooped through the trash can for food.

سگ در سطل آشغال به دنبال غذا جستجو کرد.

she felt guilty for snooping on her friend's messages.

او به خاطر کنکاش در پیام‌های دوستش احساس گناه کرد.

he snooped on his neighbors to see what they were up to.

او برای دیدن اینکه چه می‌کنند، به همسایه‌های خود کنکاش کرد.

the detective snooped around the crime scene for evidence.

مامور پلیس در صحنه جرم به دنبال سرنخ گشت.

she snooped through his phone while he was in the shower.

او در حالی که او در حمام بود، تلفن او را جستجو کرد.

he didn't like it when she snooped into his affairs.

او از اینکه او در امور او کنکاش می‌کرد خوشش نمی‌آمد.

the children snooped around the house looking for hidden treasures.

کودکان در خانه به دنبال گنج‌های پنهان جستجو کردند.

she accidentally snooped into a confidential meeting.

او به طور تصادفی وارد یک جلسه محرمانه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید