ego

[ایالات متحده]/ˈiːɡəʊ/
[بریتانیا]/ˈiːɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خود; عزت نفس; خود بزرگ بینی.
Word Forms
جمعegos

عبارات و ترکیب‌ها

inflated ego

اَگوی متُورّم

fragile ego

اِگوِی شکننده

boost ego

تقویت اِگو

protect ego

محافظت از اِگو

egoistic behavior

رفتار خودخواهانه

narcissistic ego

اِگوی خودشیفته

bruised ego

اِگوی کبود

alter ego

شخصیت فرعی

ego identity

هویت اِگو

ego trip

سفر اِگو

ego psychology

روانشناسی اِگو

جملات نمونه

this phobia was ego-syntonic.

این فوبی خود-هم‌راستا بود.

an ego that feeds on flattery.

یک من که از تعارف تغذیه می‌کند.

Ego comprehendeo non.Ordinate litterae!

Ego comprehendeo non.Ordinate litterae!

He is absolute ego in all thing.

او در همه چیز من مطلق است.

Freedom, gravity, ego, and electron are constructs.

آزادی، گرانش، من و الکترون سازه‌هایی هستند.

an ego that crumbles under pressure.

یک خودشیفتگی که تحت فشار فرو می‌پاشد.

driving that car was the biggest ego trip I'd ever had.

رانندگی با آن ماشین بزرگترین سفر من بود که تا به حال داشته‌ام.

"ego cogito ergo sum" characterizes man being his own measure;

"من فکر می‌کنم، پس هستم" نشان‌دهنده این است که انسان خود را اندازه می‌گیرد.

Marijuana and its various alter egos, such as bhang and hashish, are among the most widely used psychoactive drugs in the world.

ماری جوانا و شخصيت‌های مختلف آن، مانند بهنگ و حشیش، در بین پرکاربردترین مواد روانگردان در جهان قرار دارند.

Padfoot, Sirius Black's canine alter-ego, was played by a Scottish Deerhound named Cleod.

پادفوت، شخصیتی سگ‌مانند سیریوس بلک، توسط یک سگ اسکاتلندی به نام کِلیود بازی شد.

Ialdabode somehow catches Shuluth the mind flayer flatfooted, and attacks with the attack mode ego whip as a partial action.

ایالدابود به نحوی شولوت، ذهن‌خون را غافلگیر می‌کند و با شلاق من‌محور در حالت حمله به عنوان یک اقدام جزئی حمله می‌کند.

Every nincompoop in the land rushed into free print, floating their wizened little egos into the public eye on the surge of Brissenden's greatness.

هر فرد نادانی در سرزمین به دنبال چاپ رایگان رفت و خودهای کوچک و فرسوده خود را در چشم عام در اوج بزرگی بریسندن به جریان درآورد.

Dynamical umbrella can enjoy ego not only, undertake flying performing, in waiting for all sorts of sky, the survey in still can having aerophotography, air works.

چتر دینامیکی می‌تواند از خود لذت ببرد، نه تنها، بلکه اجرای پرواز را انجام می‌دهد، در انتظار انواع آسمان، نظرسنجی هنوز می‌تواند عکس هوایی و کارهای هوایی داشته باشد.

The culmination of the soul's constant touch with the Supreme is that self-giving which we call surrender to the divine Will and immergence of the separated ego in the One who is all.

اوج تماس مداوم روح با متعالی، آن خودفداکاری است که ما آن را تسلیم شدن به خواست الهی و ادغام خود ایگو جدا شده در یکتا می‌دانیم.

The subjectival Western philosophy emphasizes "ego" and advocates "solipsism", but the emergence of modern phenomenology has changed the situation and "otherness" is paid close attention to.

فلسفه غربی موضوعی بر "من" تاکید می‌کند و از "بدی‌انگاری" حمایت می‌کند، اما ظهور مدرن پدیدارشناسی وضعیت را تغییر داده است و به "دیگری بودن" توجه ویژه‌ای می‌شود.

By becoming involved with tangential issues, it hopes to hide the real question and keep it out of mind.The ego's characteristic busyness with nonessentials is for precisely that purpose.

با درگیر شدن با مسائل حاشیه ای، امیدوار است سوال اصلی را پنهان کند و آن را از ذهن دور نگه دارد. تباه کاری مشخص خودخواهانه با غیرضروريات دقیقا برای این منظور است.

نمونه‌های واقعی

Really, Neil? Is that your male ego talking?

واقعاً، نیل؟ آیا این غرور مردانه شماست؟

منبع: 6 Minute English

Narcissistic personality disorder sufferers have an inflated ego.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، دارای یک منبع غرور متفلطه هستند.

منبع: Psychology Mini Class

I better go get into my alter ego.

بهتر است بروم و به شخصیت جایگزین خودم بروم.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

A hero puts the Truth above their own ego.

قهرمان حقیقت را بر غرور خود ترجیح می‌دهد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

There really are no egos amongst the different organizations.

واقعاً هیچ غروری در بین سازمان‌های مختلف وجود ندارد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Self-serving bias protects one's fragile ego from threat and injury.

تعصب خدمت به خود از غرور شکننده یک فرد در برابر تهدید و آسیب محافظت می‌کند.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

Key point number three, is we need to banish the ego.

نکته کلیدی شماره سه، این است که ما باید غرور را از بین ببریم.

منبع: Cambridge top student book sharing

Cheating is often a way for narcissists to build their ego.

تقلب اغلب راهی برای خودشیفتگان برای ساختن غرورشان است.

منبع: Psychology Mini Class

Lee Craig is the biggest ego of any doctor I know.

لی کرِگ بزرگترین غرور را در بین تمام پزشکانی که می‌شناسم دارد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

I don't know. I don't want to boost your ego.

نمی‌دانم. نمی‌خواهم غرور شما را تقویت کنم.

منبع: American English dialogue

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید