elderlies

[ایالات متحده]/[ˈel.dər.liːz]/
[بریتانیا]/[ˈel.dər.liːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد پیر؛ گروهی از افراد پیر.

جملات نمونه

the community center offers activities specifically for elderlies.

مرکز جامعه فعالیت‌های ویژه برای سالمندان ارائه می‌دهد.

we need to consider the needs of elderlies when designing public spaces.

باید نیازهای سالمندان را در طراحی فضاهای عمومی در نظر بگیریم.

many elderlies enjoy participating in gentle exercise classes.

بسیاری از سالمندان لذت می‌برند در شرکت در کلاس‌های تمرینات ملایم.

the volunteers regularly visit elderlies in the nursing home.

رایزن‌ها به طور منظم سالمندان را در خانه مراقبت می‌بینند.

it's important to combat social isolation among elderlies.

مهم است تا از تنهایی اجتماعی سالمندان جلوگیری شود.

the government is implementing programs to support elderlies' healthcare.

دولت برنامه‌هایی را برای حمایت از سلامت سالمندان اجرا می‌کند.

we should ensure elderlies have access to affordable transportation.

باید اطمینان حاصل شود که سالمندان به حمل و نقل قابل پرداخت دسترسی دارند.

the survey aimed to understand the challenges faced by elderlies.

این پرسش‌نامه به منظور درک چالش‌هایی که سالمندان می‌کشند طراحی شده است.

providing companionship is crucial for the well-being of elderlies.

ارائه همراهی برای سلامتی سالمندان حیاتی است.

the museum offers discounted admission for elderlies.

موزه ورودی تخفیف‌دار برای سالمندان ارائه می‌دهد.

we are developing technology to assist elderlies with daily tasks.

ما فناوری‌هایی را برای کمک به سالمندان در انجام کارهای روزمره توسعه می‌دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید