eliminator

[ایالات متحده]/ɪ'lɪmə,netɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حذف کننده؛ حذف کننده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tournament eliminator

حذف مسابقات

mist eliminator

حذف مه مغز

جملات نمونه

The eliminator in the competition was fierce.

حذف کننده در مسابقه بسیار تند بود.

The eliminator round will determine the final winner.

دور حذف مسابقه، برنده نهایی را تعیین خواهد کرد.

The eliminator function helps remove unwanted elements.

تابع حذف به حذف عناصر ناخواسته کمک می کند.

She is known as the ultimate eliminator in the game.

او به عنوان حذف کننده نهایی در بازی شناخته می شود.

The eliminator tool quickly gets rid of errors.

ابزار حذف به سرعت از شر خطاها خلاص می شود.

He acted as the eliminator to narrow down the choices.

او به عنوان حذف کننده عمل کرد تا انتخاب ها را محدود کند.

The eliminator round is designed to filter out weaker candidates.

دور حذف برای حذف نامزدها طراحی شده است.

The eliminator process is necessary to find the best solution.

فرآیند حذف برای یافتن بهترین راه حل ضروری است.

She proved to be a ruthless eliminator in the business world.

او به عنوان حذف کننده بی رحمی در دنیای تجارت ثابت کرد.

The eliminator feature allows users to remove unwanted items easily.

ویژگی حذف به کاربران اجازه می دهد تا به راحتی اقلام ناخواسته را حذف کنند.

نمونه‌های واقعی

In fact, when the 914 was finally released, it still had a device that it was called a scorch eliminator but actually it was a small fire extinguisher built in.

در واقع، هنگامی که 914 در نهایت منتشر شد، هنوز دستگاهی داشتند که آن را دستگاه حذف سوختگی می‌نامیدند، اما در واقع یک کپسول آتش‌نشانی کوچک در آن تعبیه شده بود.

منبع: TED Talks (Audio Version) December 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید