annihilator

[ایالات متحده]/ˌænɪˈhɪleɪtər/
[بریتانیا]/ˌænɪˈhɪleɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که چیزی را به طور کامل نابود یا محو می‌کند؛ دستگاهی که چیزی را از بین می‌برد یا بی‌اثر می‌کند، به‌ویژه در رایانه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

annihilator of dreams

نابودی‌کننده رویاها

ultimate annihilator

نابودی‌کننده نهایی

mass annihilator

نابودی‌کننده دسته‌ای

annihilator robot

ربات نابودی‌کننده

star destroyer annihilator

نابودی‌کننده تخریب‌کننده ستاره

annihilator beam

اشعه نابودی‌کننده

cosmic annihilator

نابودی‌کننده کیهانی

energy annihilator

نابودی‌کننده انرژی

جملات نمونه

the new weapon was an annihilator of enemy forces.

سلاح جدید یک نابودکننده نیروهای دشمن بود.

he saw himself as an annihilator of injustice.

او خود را نابود کننده بی‌عدالتی می‌دید.

the virus acted as an annihilator of the immune system.

ویروس به عنوان یک نابودکننده سیستم ایمنی عمل کرد.

his words were annihilators of morale.

کلمات او نابود کننده روحیه بودند.

the company's new strategy was an annihilator of competitors.

استراتژی جدید شرکت یک نابودکننده رقبای آن بود.

he was a true annihilator on the battlefield.

او یک نابودکننده واقعی در میدان جنگ بود.

the asteroid impact was an annihilator of dinosaurs.

ضربه شهاب سنگ یک نابودکننده دایناسورها بود.

his crushing defeat was an annihilator of his hopes.

شکست سنگین او یک نابودکننده امیدهایش بود.

the fire served as an annihilator of the entire forest.

آتش به عنوان یک نابودکننده کل جنگل عمل کرد.

the relentless criticism acted as an annihilator of his confidence.

انتقادات بی‌وقفه به عنوان یک نابودکننده اعتماد به نفس او عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید