| جمع | annihilators |
annihilator of dreams
نابودیکننده رویاها
ultimate annihilator
نابودیکننده نهایی
mass annihilator
نابودیکننده دستهای
annihilator robot
ربات نابودیکننده
star destroyer annihilator
نابودیکننده تخریبکننده ستاره
annihilator beam
اشعه نابودیکننده
cosmic annihilator
نابودیکننده کیهانی
energy annihilator
نابودیکننده انرژی
the new weapon was an annihilator of enemy forces.
سلاح جدید یک نابودکننده نیروهای دشمن بود.
he saw himself as an annihilator of injustice.
او خود را نابود کننده بیعدالتی میدید.
the virus acted as an annihilator of the immune system.
ویروس به عنوان یک نابودکننده سیستم ایمنی عمل کرد.
his words were annihilators of morale.
کلمات او نابود کننده روحیه بودند.
the company's new strategy was an annihilator of competitors.
استراتژی جدید شرکت یک نابودکننده رقبای آن بود.
he was a true annihilator on the battlefield.
او یک نابودکننده واقعی در میدان جنگ بود.
the asteroid impact was an annihilator of dinosaurs.
ضربه شهاب سنگ یک نابودکننده دایناسورها بود.
his crushing defeat was an annihilator of his hopes.
شکست سنگین او یک نابودکننده امیدهایش بود.
the fire served as an annihilator of the entire forest.
آتش به عنوان یک نابودکننده کل جنگل عمل کرد.
the relentless criticism acted as an annihilator of his confidence.
انتقادات بیوقفه به عنوان یک نابودکننده اعتماد به نفس او عمل کرد.
annihilator of dreams
نابودیکننده رویاها
ultimate annihilator
نابودیکننده نهایی
mass annihilator
نابودیکننده دستهای
annihilator robot
ربات نابودیکننده
star destroyer annihilator
نابودیکننده تخریبکننده ستاره
annihilator beam
اشعه نابودیکننده
cosmic annihilator
نابودیکننده کیهانی
energy annihilator
نابودیکننده انرژی
the new weapon was an annihilator of enemy forces.
سلاح جدید یک نابودکننده نیروهای دشمن بود.
he saw himself as an annihilator of injustice.
او خود را نابود کننده بیعدالتی میدید.
the virus acted as an annihilator of the immune system.
ویروس به عنوان یک نابودکننده سیستم ایمنی عمل کرد.
his words were annihilators of morale.
کلمات او نابود کننده روحیه بودند.
the company's new strategy was an annihilator of competitors.
استراتژی جدید شرکت یک نابودکننده رقبای آن بود.
he was a true annihilator on the battlefield.
او یک نابودکننده واقعی در میدان جنگ بود.
the asteroid impact was an annihilator of dinosaurs.
ضربه شهاب سنگ یک نابودکننده دایناسورها بود.
his crushing defeat was an annihilator of his hopes.
شکست سنگین او یک نابودکننده امیدهایش بود.
the fire served as an annihilator of the entire forest.
آتش به عنوان یک نابودکننده کل جنگل عمل کرد.
the relentless criticism acted as an annihilator of his confidence.
انتقادات بیوقفه به عنوان یک نابودکننده اعتماد به نفس او عمل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید