eloquent speaker
سخنرانی رسا
eloquent writer
نویسنده رسا
eloquent language
زبان رسا
eloquent expression
بیان رسا
eloquent speech
سخنرانی رسا
an eloquent speaker; an eloquent sermon.
یک سخنران شیوا؛ یک سخنرانی شیوا
the bus journey alone is eloquent of class inequality.
تنها سفر اتوبوس به وضوح نشان دهنده نابرابری طبقاتی است.
He could be very eloquent when the setout to the so.
وقتی شروع به انجام آن می کرد، می توانست بسیار شیوا باشد.
He addressed the audience in an eloquent speech.
او با یک سخنرانی شیوا با مخاطبان صحبت کرد.
These ruins are an eloquent reminder of the horrors of war.
این ویرانه ها یادآوری گویا و دردناک از وحشت جنگ هستند.
a look eloquent with compassion.See Synonyms at expressive
نگاهی که با شفقت همراه بود. برای مترادف ها به بخش "بیانگر" مراجعه کنید.
He was so eloquent that he cut down the finest orator.
او آنقدر شیوا بود که بهترین سخنور را شکست داد.
The defence lawyer made an eloquent plea for his client's acquittal.
وکیل مدافع یک درخواست شیوا برای تبرئه موکلش ارائه داد.
How dumbly eloquent!What suggestion of imperturbability and being, as against the human trait of mere seeming.
چه بیان ممتد و بیحوصلهای! چه اشارهای به بیانحطاط و وجود، در برابر صفت انسانیِ صرفاً ظاهرسازی.
Lawyer Jia specializes in major and complicated cases from the day of a full-time professional on, characteristic of broad knowledge, meticulous thinking, eloquent speechcraft, and prompt response.
وکیل جیا در زمینه رسیدگی به پرونده های بزرگ و پیچیده از روزی که به عنوان یک متخصص تمام وقت شروع به کار کرد، تخصص دارد، که نشان دهنده دانش گسترده، تفکر دقیق، فن بیان شیوا و پاسخگویی سریع است.
eloquent speaker
سخنرانی رسا
eloquent writer
نویسنده رسا
eloquent language
زبان رسا
eloquent expression
بیان رسا
eloquent speech
سخنرانی رسا
an eloquent speaker; an eloquent sermon.
یک سخنران شیوا؛ یک سخنرانی شیوا
the bus journey alone is eloquent of class inequality.
تنها سفر اتوبوس به وضوح نشان دهنده نابرابری طبقاتی است.
He could be very eloquent when the setout to the so.
وقتی شروع به انجام آن می کرد، می توانست بسیار شیوا باشد.
He addressed the audience in an eloquent speech.
او با یک سخنرانی شیوا با مخاطبان صحبت کرد.
These ruins are an eloquent reminder of the horrors of war.
این ویرانه ها یادآوری گویا و دردناک از وحشت جنگ هستند.
a look eloquent with compassion.See Synonyms at expressive
نگاهی که با شفقت همراه بود. برای مترادف ها به بخش "بیانگر" مراجعه کنید.
He was so eloquent that he cut down the finest orator.
او آنقدر شیوا بود که بهترین سخنور را شکست داد.
The defence lawyer made an eloquent plea for his client's acquittal.
وکیل مدافع یک درخواست شیوا برای تبرئه موکلش ارائه داد.
How dumbly eloquent!What suggestion of imperturbability and being, as against the human trait of mere seeming.
چه بیان ممتد و بیحوصلهای! چه اشارهای به بیانحطاط و وجود، در برابر صفت انسانیِ صرفاً ظاهرسازی.
Lawyer Jia specializes in major and complicated cases from the day of a full-time professional on, characteristic of broad knowledge, meticulous thinking, eloquent speechcraft, and prompt response.
وکیل جیا در زمینه رسیدگی به پرونده های بزرگ و پیچیده از روزی که به عنوان یک متخصص تمام وقت شروع به کار کرد، تخصص دارد، که نشان دهنده دانش گسترده، تفکر دقیق، فن بیان شیوا و پاسخگویی سریع است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید