well-spoken person
فرد با بیان خوب
was well-spoken
با بیان خوب بود
well-spoken manner
نحوه بیان خوب
becoming well-spoken
در حال داشتن بیان خوب شدن
well-spoken advocate
طرفدار با بیان خوب
remarkably well-spoken
به طرز قابل توجهی با بیان خوب
well-spoken leader
رهبر با بیان خوب
finds well-spoken
یافتن فرد با بیان خوب
well-spoken child
کودک با بیان خوب
very well-spoken
بسیار با بیان خوب
she is a well-spoken individual with a captivating presence.
او فردی با بیان خوب و حضور جذاب است.
the well-spoken candidate impressed the voters with their articulate views.
نامزد با بیان خوب، رایدهندگان را با نظرات رسا و واضح خود تحت تاثیر قرار داد.
he delivered a well-spoken speech that moved the audience to tears.
او سخنرانی با بیانی خوب ارائه داد که باعث شد مخاطبان اشک بریزند.
the professor was well-spoken and knowledgeable on the subject.
پروفسور با بیان خوب و آگاه به موضوع بود.
it's important to be well-spoken and present yourself professionally.
مهم است که با بیان خوب صحبت کنید و خودتان را به صورت حرفهای ارائه دهید.
the diplomat was well-spoken and handled the negotiations skillfully.
دیپلمات با بیان خوب مذاکرات را با مهارت انجام داد.
a well-spoken leader can inspire confidence and motivate others.
یک رهبر با بیان خوب میتواند اعتماد به نفس ایجاد کند و دیگران را تشویق کند.
she gave a well-spoken presentation at the conference.
او یک ارائه با بیان خوب در کنفرانس ارائه داد.
he is well-spoken and always uses precise language.
او با بیان خوب صحبت میکند و همیشه از زبان دقیق استفاده میکند.
the well-spoken lawyer presented a compelling case to the jury.
وکیل با بیان خوب، یک استدلال قانعکننده به هیئت منصفه ارائه داد.
being well-spoken is a valuable asset in many professions.
داشتن بیان خوب یک دارایی ارزشمند در بسیاری از حرفهها است.
well-spoken person
فرد با بیان خوب
was well-spoken
با بیان خوب بود
well-spoken manner
نحوه بیان خوب
becoming well-spoken
در حال داشتن بیان خوب شدن
well-spoken advocate
طرفدار با بیان خوب
remarkably well-spoken
به طرز قابل توجهی با بیان خوب
well-spoken leader
رهبر با بیان خوب
finds well-spoken
یافتن فرد با بیان خوب
well-spoken child
کودک با بیان خوب
very well-spoken
بسیار با بیان خوب
she is a well-spoken individual with a captivating presence.
او فردی با بیان خوب و حضور جذاب است.
the well-spoken candidate impressed the voters with their articulate views.
نامزد با بیان خوب، رایدهندگان را با نظرات رسا و واضح خود تحت تاثیر قرار داد.
he delivered a well-spoken speech that moved the audience to tears.
او سخنرانی با بیانی خوب ارائه داد که باعث شد مخاطبان اشک بریزند.
the professor was well-spoken and knowledgeable on the subject.
پروفسور با بیان خوب و آگاه به موضوع بود.
it's important to be well-spoken and present yourself professionally.
مهم است که با بیان خوب صحبت کنید و خودتان را به صورت حرفهای ارائه دهید.
the diplomat was well-spoken and handled the negotiations skillfully.
دیپلمات با بیان خوب مذاکرات را با مهارت انجام داد.
a well-spoken leader can inspire confidence and motivate others.
یک رهبر با بیان خوب میتواند اعتماد به نفس ایجاد کند و دیگران را تشویق کند.
she gave a well-spoken presentation at the conference.
او یک ارائه با بیان خوب در کنفرانس ارائه داد.
he is well-spoken and always uses precise language.
او با بیان خوب صحبت میکند و همیشه از زبان دقیق استفاده میکند.
the well-spoken lawyer presented a compelling case to the jury.
وکیل با بیان خوب، یک استدلال قانعکننده به هیئت منصفه ارائه داد.
being well-spoken is a valuable asset in many professions.
داشتن بیان خوب یک دارایی ارزشمند در بسیاری از حرفهها است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید