elude

[ایالات متحده]/iˈluːd/
[بریتانیا]/iˈluːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. فرار از یا اجتناب از (یک خطر، دشمن، یا تعقیب‌کننده)، معمولاً به صورت ماهرانه یا مکارانه.
Word Forms
قسمت سوم فعلeluded
شکل سوم شخص مفردeludes
صفت یا فعل حال استمراریeluding
زمان گذشتهeluded

جملات نمونه

the logic of this eluded most people.

منطق این موضوع بیشتر مردم را گیج می‌کرد.

sleep still eluded her.

خواب هنوز هم از او دور بود.

The criminal eluded the police.

جنایتکار از دست پلیس فرار کرد.

Your name eludes me.

اسم شما از یادم رفته است.

The suspect continues to elude the police.

مشتبه همچنان از دست پلیس فرار می‌کند.

eluded his pursuers.

از تعقیب‌کنندگانش فرار کرد.

His name eludes me for the moment.

در حال حاضر اسمش را به خاطر نمی‌آورم.

a name that has always eluded me; a metaphor that eluded them.See Synonyms at escape

اسمی که همیشه از من دور بوده است؛ استعاره‌ای که از آنها دور بوده است. به مترادف‌ها در escape مراجعه کنید.

he managed to elude his pursuers by escaping into a bog.

او با فرار به داخل باتلاق از تعقیب‌کنندگانش فرار کرد.

Nisus had eluded pursuit and was out of danger.

نیزوس از تعقیب فرار کرده بود و در امنیت بود.

tried to evade jury duty. Toelude is to get away from artfully:

سعی کرد از انجام وظیفه داوری فرار کند. Toelude به معنای فرار با مهارت است:

نمونه‌های واقعی

Their meaning would elude scholars for 50 years.

معنای آنها برای محققان برای 50 سال مبهم خواهد بود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

I thought Botswana had long eluded the ivory walls but all evidence to the contrary.

من فکر کردم بوتسوانا برای مدت طولانی از دیوارهای عاج دور بوده است، اما تمام شواهد خلاف آن را نشان می دهد.

منبع: CNN 10 Student English September 2018 Collection

The suspect eluded a 12-hour manhunt before he was caught.

متهم قبل از دستگیری از یک تعقیب و گشت و گذار 12 ساعته فرار کرد.

منبع: AP Listening July 2019 Collection

But the memory he most wanted to reclaim still eluded him.

اما خاطره ای که بیشتر می خواست به دست آورد هنوز از او دور بود.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

No doubt his quick mind had already comprehended every aspect that eluded me.

بدون شک ذهن سریع او از قبل هر جنبه ای را که از من دور بود درک کرده بود.

منبع: Twilight: Eclipse

The answer to that question still eludes me.

پاسخ به آن سوال هنوز از من دور است.

منبع: Lost Girl Season 2

You say he was successful at laying the foundation, and yet peace still eludes the Middle East.

شما می گویید او در ایجاد پایه موفق بوده است، با این حال صلح هنوز از خاورمیانه دور است.

منبع: PBS Interview Social Series

The gig economy has eluded them.

اقتصاد گیگ از آنها دور بوده است.

منبع: Bloomberg Businessweek

So far you have been fortunate in eluding us.

تا کنون خوش شانس بوده اید که از ما دور بمانید.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

Where was the haven? It eluded her but it was there, hidden, somewhere.

پناهگاه کجا بود؟ از او دور بود اما آنجا بود، پنهان، در جایی.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید