embalmed

[ایالات متحده]/im'bɑ:m/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با مواد شیمیایی نگهدارنده حفظ شده است.
Word Forms
زمان گذشتهembalmed
قسمت سوم فعلembalmed

عبارات و ترکیب‌ها

embalming process

فرآیند تدفین

embalming fluid

مایع تدفین

جملات نمونه

Many sentiments are embalmed in poetry,

بسیاری از احساسات در شعرها مومیایی شده‌اند،

Spicy aromas embalmed the air.

بوی تند هوا را مومیایی کرد.

The embalmed body was on display at the funeral home.

جسد مومیایی شده در نمایشگاه تشییع جنازه به نمایش گذاشته شد.

The embalmed corpse looked surprisingly lifelike.

جسد مومیایی شده به طرز عجیبی شبیه به زندگی به نظر می رسید.

Many ancient Egyptian pharaohs were embalmed before being buried in tombs.

بسیاری از فراعنه مصری باستان قبل از دفن در مقبره ها مومیایی شدند.

The embalmed body was preserved for centuries.

جسد مومیایی شده برای قرن ها حفظ شد.

The embalmed remains were carefully transported to the burial site.

خاکستر مومیایی شده با دقت به محل دفن منتقل شد.

The embalmed body was laid to rest in a beautiful mausoleum.

جسد مومیایی شده در یک سرداب زیبا به خاک سپرده شد.

The embalmed mummy was unwrapped by archaeologists for examination.

مومیایی مومیایی شده توسط باستان شناسان برای بررسی باز شد.

The embalmed body was a haunting reminder of mortality.

جسد مومیایی شده یادآوری دلخراش از فناپذیری بود.

Embalmed corpses are commonly found in ancient burial sites.

جسدهای مومیایی شده معمولاً در مکان های دفن باستانی یافت می شوند.

The embalmed body was carefully prepared for the viewing ceremony.

جسد مومیایی شده با دقت برای مراسم تماشای آن آماده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید