mummified

[ایالات متحده]/'mʌmi,faid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با مومیایی کردن و خشک کردن حفظ شده
Word Forms
قسمت سوم فعلmummified

جملات نمونه

the wind must have dehydrated and mummified the body.

به نظر می‌رسد باد باعث کم آبی و مومیایی شدن جسد شده است.

The mummified remains of the ancient pharaoh were carefully preserved.

بقایای مومیایی شده فرعون باستانی به دقت حفظ شده بودند.

Archaeologists discovered a mummified cat in the tomb.

باستان‌شناسان یک گربه مومیایی شده را در مقبره کشف کردند.

The mummified body was wrapped in linen bandages.

جسد مومیایی شده در پارچه‌های کتان پیچیده شده بود.

The mummified corpse was found in a hidden chamber.

جسد مومیایی شده در یک اتاق مخفی پیدا شد.

Scientists studied the mummified remains to learn more about ancient civilizations.

دانشمندان بقایای مومیایی شده را مطالعه کردند تا بیشتر در مورد تمدن‌های باستانی بیاموزند.

The mummified pharaoh was adorned with precious jewels.

فرعون مومیایی شده با جواهرات گرانبها تزئین شده بود.

The mummified body was carefully unwrapped for examination.

جسد مومیایی شده به دقت برای معاینه باز شد.

Mummified animals were often buried alongside their owners in ancient Egypt.

حیوانات مومیایی شده اغلب در کنار صاحبانشان در مصر باستان دفن می‌شدند.

The mummified remains were displayed in a museum for the public to see.

بقایای مومیایی شده در یک موزه به نمایش گذاشته شدند تا عموم مردم بتوانند آنها را ببینند.

نمونه‌های واقعی

So, our Jane Doe has been mummified.

بنابراین، جین دو ما مومیایی شده است.

منبع: English little tyrant

It had been mummified, then fossilized.

این مومیایی شده بود، سپس فسیل شده بود.

منبع: Jurassic Fight Club

It was known as mumia and made by grinding up mummified human flesh.

به عنوان مومیا شناخته می شد و با آسیاب کردن گوشت انسان مومیایی شده تهیه می شد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

They gained immortality in frescos, hieroglyphs, statues, and even tombs, mummified alongside their owners.

آنها جاودانگی را در نقاشی های دیواری، هیروگلیف ها، مجسمه ها و حتی مقبره ها به دست آوردند، در کنار صاحبان خود مومیایی شدند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Maybe you'll luck out and find a zombified ant or a mummified spider.

شاید خوش شانس باشید و یک مورچه زامبی یا یک عنکبوت مومیایی پیدا کنید.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American April 2023 Compilation

In a week your skin will desiccate, and you'll mummify.

در عرض یک هفته پوست شما خشک می شود و شما مومیایی می شوید.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Tutankhamun was mummified and buried in a sarcophagus holding three nested coffins, each smaller than the next.

توت عنخ آمون مومیایی شد و در یک تابوت قرار گرفت که سه تابوت تو در تو داشت که هر کدام کوچکتر از دیگری بود.

منبع: Children's Learning Classroom

Ancient Egyptians believed that the ceremony would permit the mummified subjects to regain their senses in the afterlife.

مصریان باستان معتقد بودند که این مراسم به افراد مومیایی شده اجازه می دهد تا در زندگی پس از مرگ حواس خود را به دست آورند.

منبع: VOA Special August 2020 Collection

In South America, the Chinchorro culture started to artificially mummify humans, 2,000 years earlier than in Ancient Egypt.

در آمریکای جنوبی، فرهنگ چاینچورو شروع به مومیایی مصنوعی انسان ها کرد، 2000 سال زودتر از مصر باستان.

منبع: Kurzgesagt science animation

I told you not to invite this mummified mother [bleep] back.

به شما گفتم این مادر مومیایی [بک] را دوباره دعوت نکنید.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید