embezzling

[ایالات متحده]/ɪmˈbɛzlɪŋ/
[بریتانیا]/ɪmˈbɛzlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل برداشتن پول برای استفاده شخصی، معمولاً از کارفرما یا صندوق

عبارات و ترکیب‌ها

embezzling funds

اختلاس بودجه

embezzling money

اختلاس پول

embezzling assets

اختلاس دارایی‌ها

embezzling scheme

طرح اختلاس

embezzling charges

اتهامات اختلاس

embezzling case

پرونده اختلاس

embezzling investigation

تحقیقات مربوط به اختلاس

embezzling allegations

اتهامات مربوط به اختلاس

embezzling activities

فعالیت‌های اختلاس

embezzling practices

روش‌های اختلاس

جملات نمونه

the manager was accused of embezzling funds from the company.

مدیر به اتهام اختلاس بودجه شرکت مورد اتهام قرار گرفت.

he faced serious charges for embezzling money from his clients.

او متهم به سرقت پول از مشتریانش بود.

embezzling public funds is a crime that can lead to imprisonment.

اختلاس بودجه عمومی یک جرم است که می تواند منجر به زندان شود.

the investigation revealed that she had been embezzling for years.

تحقیقات نشان داد که او سال‌ها بود در حال اختلاس بود.

embezzling is often committed by trusted employees.

سرقت اغلب توسط کارمندان مورد اعتماد انجام می شود.

they implemented new policies to prevent embezzling in the organization.

آنها سیاست های جدیدی را برای جلوگیری از سرقت در سازمان اجرا کردند.

after the audit, several cases of embezzling were uncovered.

پس از ممیزی، موارد متعددی از سرقت کشف شد.

he was sentenced to five years for embezzling from the charity.

او به پنج سال حبس به اتهام سرقت از خیریه محکوم شد.

embezzling can damage a company's reputation severely.

سرقت می تواند به شدت به شهرت یک شرکت آسیب برساند.

whistleblowers play a crucial role in exposing embezzling activities.

افشاگران نقش مهمی در افشای فعالیت های سرقت دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید