shuns

[ایالات متحده]/ʃʌnz/
[بریتانیا]/ʃʌnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اجتناب کردن یا دور نگه داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

shuns responsibility

اجتناب از مسئولیت

shuns attention

اجتناب از جلب توجه

shuns conflict

اجتناب از درگیری

shuns criticism

اجتناب از انتقاد

shuns danger

اجتناب از خطر

shuns fame

اجتناب از شهرت

shuns publicity

اجتناب از تبلیغات

shuns socializing

اجتناب از معاشرت

shuns work

اجتناب از کار

جملات نمونه

he shuns confrontation in the workplace.

او از رویارویی در محیط کار اجتناب می‌کند.

she shuns unhealthy foods to maintain her diet.

او برای حفظ رژیم غذایی خود از غذاهای ناسالم اجتناب می‌کند.

the dog shuns loud noises and hides under the bed.

سگ از صداهای بلند اجتناب می‌کند و زیر تخت پنهان می‌شود.

he shuns social gatherings because he is introverted.

او از جمع‌های اجتماعی اجتناب می‌کند زیرا درون‌گرا است.

she shuns gossip and prefers to stay out of drama.

او از شایعه‌پردازی اجتناب می‌کند و ترجیح می‌دهد از درگیری‌ها دور باشد.

the athlete shuns distractions to focus on training.

ورزشکار از عوامل حواس‌پرتی اجتناب می‌کند تا روی تمرین خود تمرکز کند.

he shuns responsibility and often blames others.

او از مسئولیت اجتناب می‌کند و اغلب تقصیر را به دیگران می‌اندازد.

she shuns the spotlight and prefers to work behind the scenes.

او از توجه و شهرت اجتناب می‌کند و ترجیح می‌دهد پشت صحنه کار کند.

the student shuns late-night studying for better health.

دانشجو برای سلامتی بهتر از مطالعه شبانه اجتناب می‌کند.

he shuns negative people to maintain a positive mindset.

او از افراد منفی‌گرا اجتناب می‌کند تا ذهنیت مثبتی حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید