shuns responsibility
اجتناب از مسئولیت
shuns attention
اجتناب از جلب توجه
shuns conflict
اجتناب از درگیری
shuns criticism
اجتناب از انتقاد
shuns danger
اجتناب از خطر
shuns fame
اجتناب از شهرت
shuns publicity
اجتناب از تبلیغات
shuns socializing
اجتناب از معاشرت
shuns work
اجتناب از کار
he shuns confrontation in the workplace.
او از رویارویی در محیط کار اجتناب میکند.
she shuns unhealthy foods to maintain her diet.
او برای حفظ رژیم غذایی خود از غذاهای ناسالم اجتناب میکند.
the dog shuns loud noises and hides under the bed.
سگ از صداهای بلند اجتناب میکند و زیر تخت پنهان میشود.
he shuns social gatherings because he is introverted.
او از جمعهای اجتماعی اجتناب میکند زیرا درونگرا است.
she shuns gossip and prefers to stay out of drama.
او از شایعهپردازی اجتناب میکند و ترجیح میدهد از درگیریها دور باشد.
the athlete shuns distractions to focus on training.
ورزشکار از عوامل حواسپرتی اجتناب میکند تا روی تمرین خود تمرکز کند.
he shuns responsibility and often blames others.
او از مسئولیت اجتناب میکند و اغلب تقصیر را به دیگران میاندازد.
she shuns the spotlight and prefers to work behind the scenes.
او از توجه و شهرت اجتناب میکند و ترجیح میدهد پشت صحنه کار کند.
the student shuns late-night studying for better health.
دانشجو برای سلامتی بهتر از مطالعه شبانه اجتناب میکند.
he shuns negative people to maintain a positive mindset.
او از افراد منفیگرا اجتناب میکند تا ذهنیت مثبتی حفظ کند.
shuns responsibility
اجتناب از مسئولیت
shuns attention
اجتناب از جلب توجه
shuns conflict
اجتناب از درگیری
shuns criticism
اجتناب از انتقاد
shuns danger
اجتناب از خطر
shuns fame
اجتناب از شهرت
shuns publicity
اجتناب از تبلیغات
shuns socializing
اجتناب از معاشرت
shuns work
اجتناب از کار
he shuns confrontation in the workplace.
او از رویارویی در محیط کار اجتناب میکند.
she shuns unhealthy foods to maintain her diet.
او برای حفظ رژیم غذایی خود از غذاهای ناسالم اجتناب میکند.
the dog shuns loud noises and hides under the bed.
سگ از صداهای بلند اجتناب میکند و زیر تخت پنهان میشود.
he shuns social gatherings because he is introverted.
او از جمعهای اجتماعی اجتناب میکند زیرا درونگرا است.
she shuns gossip and prefers to stay out of drama.
او از شایعهپردازی اجتناب میکند و ترجیح میدهد از درگیریها دور باشد.
the athlete shuns distractions to focus on training.
ورزشکار از عوامل حواسپرتی اجتناب میکند تا روی تمرین خود تمرکز کند.
he shuns responsibility and often blames others.
او از مسئولیت اجتناب میکند و اغلب تقصیر را به دیگران میاندازد.
she shuns the spotlight and prefers to work behind the scenes.
او از توجه و شهرت اجتناب میکند و ترجیح میدهد پشت صحنه کار کند.
the student shuns late-night studying for better health.
دانشجو برای سلامتی بهتر از مطالعه شبانه اجتناب میکند.
he shuns negative people to maintain a positive mindset.
او از افراد منفیگرا اجتناب میکند تا ذهنیت مثبتی حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید