eminently

[ایالات متحده]/ˈeminəntli/
[بریتانیا]/'ɛmɪnəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بسیار; به شدت

عبارات و ترکیب‌ها

eminently qualified

بسیار واجد شرایط

eminently suitable

بسیار مناسب

eminently capable

بسیار توانمند

eminently talented

بسیار با استعداد

جملات نمونه

the nineteenth century was pre-eminently the Railway Age.

قرن نوزدهم به طور ویژه عصر راه آهن بود.

It was an eminently respectable boarding school.

این یک مدرسه شبانه بسیار معتبر بود.

His decision was eminently fair.

تصمیم او به طور آشکار عادلانه بود.

Everyone present admitted that the judge's decision was eminently fair.

همه حاضران اعتراف کردند که تصمیم قاضی به طور آشکار عادلانه بود.

an eminently qualified candidate

یک نامزد بسیار واجد شرایط

eminently suitable for the role

به طور آشکار مناسب نقش

eminently capable of handling the task

به طور آشکار قادر به انجام وظیفه

eminently successful business venture

یک تلاش تجاری بسیار موفق

eminently deserving of recognition

به طور آشکار شایسته دریافت تقدیر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید