greatly

[ایالات متحده]/ˈgreitli/
[بریتانیا]/'ɡretli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور قابل توجهی، به میزان زیادی

عبارات و ترکیب‌ها

greatly improve

به طور قابل توجهی بهبود بخشیدن

greatly appreciate

بسیار قدردانی کردن

greatly benefit

به طور قابل توجهی سود بردن

greatly impact

به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دادن

greatly exceed

بسیار فراتر رفتن

greatly contribute

به طور قابل توجهی کمک کردن

greatly inspire

به طور قابل توجهی الهام بخشیدن

greatly enhance

به طور قابل توجهی ارتقا دادن

greatly support

به طور قابل توجهی حمایت کردن

جملات نمونه

He was greatly surprised.

او بسیار متعجب بود.

the advantages greatly outweigh the disadvantages.

مزایا به طور قابل توجهی بیشتر از معایب هستند.

We greatly appreciate your timely help.

ما از کمک به موقع شما بسیار قدردانی می کنیم.

He was greatly elated by success.

او به شدت تحت تأثیر موفقیت قرار گرفت.

We benefit greatly by this frank talk.

ما به طور قابل توجهی از این صحبت صادقانه سود می‌بریم.

They greatly desired to come to China.

آنها بسیار مشتاق آمدن به چین بودند.

The crowd was greatly diverted with the performance.

تماشاگران با اجرای نمایش بسیار سرگرم شدند.

This announcement greatly excited us.

این اعلامیه ما را بسیار هیجان زده کرد.

The population of this city has greatly increased.

جمعیت این شهر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

She suffered greatly as a child.

او در دوران کودکی بسیار رنج کشید.

These events will greatly complicate the situation.

این رویدادها به طور قابل توجهی وضعیت را پیچیده می کند.

she was greatly cast down by abusive criticism of her novels.

او به شدت تحت تأثیر انتقادات تند و زننده از رمان‌هایش قرار گرفت.

seen from the road, the mountain is greatly foreshortened.

از جاده دیده می شود، کوه به شدت کوتاه شده است.

I am greatly beholden to you for your kindness.

من به خاطر لطف شما بسیار قدردانم.

I am greatly indebted to you for your help.

من به شدت در قبال کمک شما مدیونم.

Japanese differs greatly from French in pronunciation.

ژاپنی از نظر تلفظ با فرانسوی بسیار متفاوت است.

Heat greatly accelerates the deterioration of perishable foods.

گرما به طور قابل توجهی باعث کاهش کیفیت مواد غذایی فاسد شدنی می‌شود.

Flaws in emeralds greatly reduce their value.

عیوب در زمردها به طور قابل توجهی ارزش آنها را کاهش می دهد.

All in all, her condition is greatly improved.

به طور کلی، وضعیت او به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید