emissaries

[ایالات متحده]/ˈɛmɪsəriz/
[بریتانیا]/ˈɛmɪˌsɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایندگان ارسال شده برای یک مأموریت

عبارات و ترکیب‌ها

royal emissaries

سفراي سلطنتي

diplomatic emissaries

سفراي ديپلماتيك

emissaries of peace

سفراي صلح

emissaries sent

سفراي اعزام شده

trusted emissaries

سفراي مورد اعتماد

emissaries abroad

سفراي خارجي

emissaries dispatched

سفراي اعزام

foreign emissaries

سفراي خارجي

emissaries of goodwill

سفراي حسن نيت

secret emissaries

سفراي مخفي

جملات نمونه

the king sent emissaries to negotiate peace.

شاه فرستگان را برای مذاکره صلح فرستاد.

emissaries from different nations gathered for the summit.

سفرا از کشورهای مختلف برای اجلاس گرد هم آمدند.

the emissaries delivered important messages to the leaders.

سفرا پیام‌های مهم را به رهبران رساندند.

they appointed emissaries to explore trade opportunities.

آنها سفرا را برای بررسی فرصت‌های تجاری منصوب کردند.

the emissaries were well-received by the host country.

سفرا با استقبال خوبی از سوی کشور میزبان روبرو شدند.

emissaries often play a crucial role in diplomacy.

سفرا اغلب نقش مهمی در دیپلماسی ایفا می‌کنند.

they dispatched emissaries to assess the situation on the ground.

آنها سفرا را برای ارزیابی وضعیت در صحنه فرستادند.

emissaries traveled long distances to convey their message.

سفرا مسافت‌های طولانی را برای انتقال پیام خود طی کردند.

the council of elders sent emissaries to seek alliances.

شورای بزرگان، سفرا را برای برقراری اتحادها فرستاد.

emissaries were tasked with gathering intelligence about the enemy.

از سفرا خواسته شد اطلاعاتی در مورد دشمن جمع آوری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید